هولناك ، خداوند تمام كسانى را كه در دل خاك آرميدهاند ، بيرون مىآورد و پس از فرسودگى نوسازى مىكند و بعد از پراكندگى آنها را جمع مىنمايد » . ( و أخرج من فيها ، فجدّدهم بعد إخلاقهم « 1 » ، و جمعهم بعد تفرّقهم ) .
و اين آغاز رستاخيز انسانهاست كه همگى به حيات نوين باز مىگردند و وارد صحنهء محشر مىشوند .
تعبير به « جدّدهم » اشارهء روشنى به معاد جسمانى و نوسازى انسانها و تكامل جسمى آنان در عرصهء محشر است .
جملهء « و جمعهم بعد تفرّقهم » ممكن است اشاره به اجتماع انسانها در صحنهء محشر باشد و يا اشاره به جمع شدن ذرّات پراكندهء هر انسانى براى تجديد حيات و مانعى ندارد كه عبارت مذكور اشاره به هر دو معنا باشد .
در ادامه مىفرمايد : « سپس آنها را براى سؤال از اعمال مخفى و افعال پنهانى از هم جدا ساخته ، به دو گروه تقسيم مىكند : به اين گروه نعمت مىبخشد و آن گروه را مجازات مىكند » . ( ثمّ ميّزهم لما يريده من مسألتهم عن خفايا الأعمال و خبايا الأفعال ، و جعلهم فريقين : أنعم على هؤلاء و انتقم « 2 » من هؤلاء ) .
تعبير به « خفايا الأعمال و خبايا الأفعال » ممكن است اشاره به يك مطلب ، يعنى :
اعمال پنهانى بوده باشد و اين احتمال نيز وجود دارد كه « خفايا الأعمال » اشاره به اعمالى باشد كه به صورت پنهان كارى ، هر چند در دل اجتماع انجام داده مىشود و « خبايا الأفعال » اشاره به كارهايى باشد كه در خلوتگاههاى پوشيده از نظر انجام
هامش
( 1 ) « إخلاق » از ريشهء « خلق » ( بر وزن شفق ) به معناى كهنه شدن است .
( 2 ) « إنتقم » از مادّهء « نقمت » ( بر وزن نعمت ) در اصل به معناى كيفر دادن و مجازات كردن است و گاه به معناى تلافى كردن توأم با كينه جويى آمده است ؛ ولى در خطبهء بالا و مواردى كه در قرآن به كار رفته است ، همان معناى مجازات كردن را دارد .