فإذا عشقني رفعت الحجاب فيما بيني و بينه ؛ هنگامى كه بندهء من توجّه به من پيدا كند ، آرزو و لذّتش را در ذكر خودم قرار مىدهم و هنگامى كه آرزو و لذّتش در ذكر من باشد ، به من عشق مىورزد و من هم به او عشق مىورزم و هنگامى كه به من عشق ورزد حجاب ميان خودم و او را بر مىدارم ، ( تا به مقام شهود نائل گردد ) » « 1 » .
عشق به خدا و اولياء اللّه و همچنين عشق به ارزشهاى و الا ، يا به تعبير ديگر :
محبّت و علاقهء شديد و سوزان به اين امور ، همواره چراغ راه اولياء اللّه و شهيدان پاك باخته و عارفان دل سوخته و عالمانى كه آثار علمى بزرگى از خود نشان دادهاند ، بوده است و در يك كلمه ، راههاى پرپيچ و خم تكامل را ، بدون مركب عشق نمىتوان پيمود .
زمزمههاى امير مؤمنان در دل شب و دعاى پر معناى « صباح » در صبحگاهان و بندبند دعاى « كميل » و راز و نياز امام حسين عليه السّلام در روز عرفه در بيابان عرفات و مناجاتهاى پانزدهگانهء امام سجّاد عليه السّلام و تمام « صحيفهء سجاديّه » و زمزمهء عاشقانهء منتظران حضرت مهدى عليه السّلام به هنگام خواندن دعاى « ندبه » همه و همه آثار گرانبهايى است از اين عشق مقدّس .
از آنچه گفتيم روشن شد كه اگر بعضى از دانشمندان روى كلمهء « عشق » حسّاسيت منفى شديدى دارند ، به خاطر مشاهدهء عشقهاى نامقدّس و هوس آلود و گناه خيز است و گرنه عشق مقدّس ، نيرومندترين عامل حركت به سوى خداوند و ارزشهاى والاى انسانى است .
و اينكه بعضى تصوّر مىكنند واژهء « عشق » در كلمات معصومين نيامده است ، اشتباه بزرگى است . زيرا ، هم در روايات نبوى و هم در روايات معصومين ديده مىشود .
هامش
( 1 ) كنز العمّال ، جلد 1 ، صفحهء 433 ، حديث 1772 .