شده و خداوند محبّت غير خود را به آنها چشانيده است » . « 1 » در حديثى ديگرى كه از على عليه السّلام دربارهء ناتوانى عاشق از ديدن حقايق نقل شده ، مىخوانيم : « عين المحبّ عميّة عن معايب المحبوب ، و أذنه صمّاء عن قبح مساويه ؛ چشم محب و عاشق ، از ديدن عيوب محبوب نابينا و گوشش از شنيدن كاستىهاى او ناشنواست » . « 2 » و اينكه در بعضى از احاديث از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمده است : « من عشق فعفّ ثمّ مات ، مات شهيدا ؛ كسى كه عاشق شود و عفّت پيشه كند ، سپس ( با همين حال پارسايى ) از دنيا برود ، شهيد از دنيا رفته است » . « 3 » اشاره به همينگونه عشقهاى آلودهء مجازى است .
همچنين حديث ديگرى كه از آن حضرت نقل شده است كه فرمود : « من عشق و كتم و عفّ و صبر ، غفر اللّه له ، و أدخله الجنّة ؛ كسى كه عاشق شود و كتمان كند و پارسايى و شكيبايى پيشه كند ، خداوند گناهان او را مىبخشد و او را وارد بهشت مىكند » . « 4 » ولى به عكس ، در عشقهاى حقيقى و مقدّس ، روح انسان صفا و نورانيّت فوق العادهاى پيدا مىكند و همه چيز را جز معشوق حقيقى - كه مظهر كمال مطلق است - به فراموشى مىسپارد و تحمّل تمام شدايد را براى رسيدن به وصال او و برخوردار شدن از جذبههاى عنايت و لطفش آسان مىشمرد و هنگامى كه « در بيابان به شوق كعبه قدم مىگذارد ، از سرزنشهاى خار مغيلان غمى به دل راه نمىدهد » .
همانگونه كه در حديث قدسى آمده است : « إذا كان الغالب على العبد الإشتغال بي جعلت بغيته و لذّته في ذكري ، فإذا جعلت بغيته و لذّته في ذكري ، عشقني و عشقته ،
هامش
( 1 ) بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 158 .
( 2 ) غرر الحكم ، شمارهء 6314 .
( 3 ) كنزز العمّال ، حديث 6999 .
( 4 ) همان مدرك ، حديث 7002 .