آرى ! ، در سرتاسر عالم ، زمزمهء علم و قدرت اوست و از جبين تمام موجودات ، نور توحيد مىدرخشد . و غلغلهء حمد و تسبيح موجودات فضاى عالم را پر كرده و آنگونه كه قرآن مىگويد :
« سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ »
؛ ما آيات و نشانههاى خود را در سراسر جهان و در وجود خود آنها ( انسانها ) به آنان نشان مىدهيم ، تا آشكار گردد كه او حقّ است » « 1 » و به گفتهء شاعر فارسى زبان :
هر گياهى كه از زمين رويد * وحده لا شريك له گويد .
به گفتهء شاعر ديگرى ( ابو العتاهيه ) كه به زبان تازى سروده :
« فيا عجبا كيف يعصى الإله * أم كيف يجحده الجاحد
و في كلّ شىء له آية * تدلّ على أنّه واحد »
« راستى شگفت است ! چگونه معصيت پروردگار مىشود ؛ يا چگونه منكران ، او را انكار مىكنند ! حال آن كه در هر چيزى نشانهء اوست ؛ نشانهاى كه دلالت بر يكتايى او مىكند » . « 2 » آرى ، بر هر چه بنگريم نشانهء عظمت او در آن ديده مىشود و به هر موجودى گوش فرا دهيم با زبان حال ، مدح و ثناى حق مىگويد و براى پى بردن به ذات پاك او ، بىنهايت دليل و برهان داريم : به عدد برگهاى درختان ، قطرههاى باران ، ذرّات اتمها ، سلولهاى بدن انسانها ، به عدد ستارههاى آسمانها ، كهكشانها و به عدد تمام ذرّات اين جهان .
جملهء « ما دلّنا باضطرار قيام الحجّة » به اين معنا نيست كه ما به حكم اجبار ، اعتراف به وجود مقدّس او مىكنيم ؛ بلكه به اين معناست كه آنقدر دلايل وجود او آشكار و هويداست كه جايى براى انكار باقى نمىماند . مثل اينكه كسى را در محكمهاى حاضر كنند ، فيلمها و نوارها و شهود فراوان و قراين گوناگون بر كارهاى او گواهى دهد ، به گونهاى كه هيچ جاى انكار براى او باقى نماند ؛ در اينجا تعبير
هامش
( 1 ) سورهء فصّلت ، آيهء 53 .
( 2 ) الكنى و الالقاب ، جلد 1 ، صفحهء 121 .