شرح و تفسير بر زخم دلم مرهم نهاديد
بعضى از شارحان نهج البلاغه نقل كردهاند كه امام عليه السّلام اين خطبه را هنگامى بيان فرمود كه ميمنهء ( بخش راست لشكر ) اهل عراق عقبنشينى كرد ؛ سپس در يك ضدّ حمله ، به جاى خود بازگشت و به « مالك اشتر » پيوست و « مالك » به اتّفاق آنها بر صفوف لشكر شام يورش برد و آنها را پراكنده ساخت . « 1 » هنگامى كه امام اين دو صحنه را مشاهده كرد ، آنها را مخاطب ساخت و سخنان بالا را خطاب به آنها ايراد فرمود .
در جملههاى كوتاه بالا امام عليه السّلام براى تشويق اين گروه از يارانش نخست به نقطهء ضعف آنها اشاره كرده و بعد به جبران آن ضعف از ناحيهء خودشان اشاره مىكند و گفتار خود را با انواع تشبيهات عميق و زيبا و كنايات پر معنا مىآميزد ، تا عميقترين اثر را در روح و جان آنها بگذارد و در آينده از آن پندگيرند و در برابر حملات دشمن پايمردى و استقامت بيشترى نشان دهند .
نخست مىفرمايد : « من فرار و هزيمت و كنارهگيرى و عقبنشينى شما را از صفوف خودتان مشاهده كردم ( و با چشم خود ديدم ) كه فرومايگان خشن و اعراب باديهنشين شام ، شما را به عقبنشينى وادار كردند » . ( و قد رأيت جولتكم « 2 » ، و
هامش
( 1 ) « نصر بن مزاحم » در كتاب « صفّين » شأن ورود اين خطبه را به خوبى بيان كرده است . او مىگويد : در روز هفتم ماه صفر بود كه از روزهاى وحشتناك جنگ صفّين محسوب مىشد ؛ در آن روز لشكر معاويه به بخشى از لشكر امير مؤمنان على عليه السّلام حمله كردند و آنها را عقب راندند ؛ على عليه السّلام ناراحت شد و آنها را ملامت نمود و سپس آنها را تشويق به حمله نمود و به اتّفاق « مالك اشتر » حملهء سريع و مؤثّرى كردند و دشمن را درهم كوبيدند و به عقب راندند ؛ و آنگاه امام عليه السّلام خطبهء مورد بحث را ايراد فرمود . ( كتاب وقعهء صفين ، صفحهء 243 تا 256 ، چاپ بصيرتى قم ) .
( 2 ) « جوله » از مادّهء « جولان » در اصل به معناى دور زدن در ميدان و مانند آن است ؛ و گاه به معناى عقبنشينى ، سپس بازگشت به ميدان و حملهء به دشمن - كه يك حركت دورانى است - آمده و در كلام بالا به همين معنا است .