تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

شرح و تفسير فرشتگانى كه تدبير امور جهان مىكنند

در اين بخش از خطبه امام عليه السّلام بعد از شرح حال فرشتگان وحى ، به شرح حال اصناف ديگرى از فرشتگان الهى مىپردازد و مىفرمايد : « گروهى از آنها در درون ابرهاى پر آب و بر فراز كوه‌هاى عظيم و مرتفع و در پوشش تاريكىهاى شديد قرار دارند » . ( و منهم من هو في خلق الغمام الدّلّح ، « 1 » و في عظام الجبال الشّمّخ ، « 2 » و في قترة « 3 » الظّلام الأيهم « 4 » ) . « دلّح » جمع « دالح » به معناى ابرهاى پر آب است و « شمّخ » جمع « شامخ » به معناى مرتفع و « قتره » در اينجا به معناى خفا ، و مخفىگاه و « أيهم » به معناى شب‌هاى فوق العاده تاريك است و به نظر مىرسد كه منظور امام عليه السّلام اشاره به فرشتگانى است كه مأمور بر ابرهاى باران‌زا و كوه‌هاى بلند و تاريكىها هستند كه هر كدام در تدبير اين جهان - به فرمان پروردگار - سهمى دارند همان‌ها كه قرآن مجيد در آيهء 5 سورهء « نازعات » به عنوان
« فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً »
از آنان تعبير كرده است . اين احتمال نيز داده شده كه : اين گروه از فرشتگان نقشى در آفرينش آن ابرها و كوه‌ها و تاريكىها دارند و در هر صورت مأموريت آنها يك مأموريت تكوينى است . بر خلاف گروه فرشتگان وحى ، كه مأموريت تشريعى دارند .
هامش
( 1 ) « دلّح » جمع « دالح » از مادّهء « دلوح » به معناى ابرهاى پر باران است ؛ گويى به خاطر سنگينى ، آهسته حركت مىكنند . ( زيرا ريشهء اصلى اين لغت ، به معناى آهسته حركت كردن و گامهاى كوتاه برداشتن است ) . ( 2 ) « شمّخ » جمع « شامخ » از مادّهء « شموخ » به معناى بلند و مرتفع شدن است و به همين مناسبت كوههاى مرتفع را شامخ مىگويند . ( 3 ) « قتره » به معناى تنگى و ضيق و انضمام چيزى به چيزى است و از آنجا كه تاريكى شديد چنين است كه گويى بخش‌هاى تاريكى روى هم متراكم شده است ، اين واژه دربارهء آن در جملهء بالا به كار رفته است . ( 4 ) « أيهم » در اصل به معناى شخص ديوانه و ناقص العقل است و به بيابانى كه آب و آبادانى ندارد و به شبى كه ستاره در آن ديده نمىشود ، نيز اطلاق مىگردد و منظور از « ألظّلام الأيهم » در جملهء بالا تاريكى شديد است .