بعضى از مفسّران « نهج البلاغه » كه شايد تأثير فشار دادن دندانها را ، بر روى هم ، در استحكام استخوان و عضلات جمجمه باور نمىكردند ، اين جمله را كنايه از حفظ آرامش قلب و نداشتن اضطراب دانستهاند ، در حالى كه نه چنين خلاف ظاهرى ضرورت دارد و نه تناسب با جملههاى قبل پيدا مىكند ، زيرا چيزى جز تكرار نخواهد بود .
در چهارمين دستور مىفرمايد : « زره را كامل كنيد ! » ( و أكملوا اللّأمة ) . « 1 » منظور از « كامل كردن زره » اين است كه آن را به وسيلهء « خود » ( كلاه آهنينى كه بر سر مىگذاشتند و مانند زره جنبهء دفاعى داشت ) و « ساعد بند » ( ورقهء آهنى كه به صورت نيم دايره درآمده و به ساعد مىبستند تا دست را در برابر ضربات تير و نيزه و شمشير حفظ كند ) كامل كنند .
بعضى از مفسّران نهج البلاغه « لأمه » را به هر گونه سلاح جنگى تفسير كردهاند ، كه به اين ترتيب ، دستور بالا اشاره به فراهم ساختن ساز و برگ جنگى ، به طور كامل است .
در پنجمين دستور مىفرمايد : « و شمشيرها را قبل از كشيدن از نيام ، تكان دهيد ! ( تا به آسانى از نيام درآيد ) ( و قلقلوا « 2 » السّيوف في أغمادها « 3 » قبل سلّها ) اين نكته ، هر چند ظاهرا كوچك به نظر مىرسد ، امّا در واقع دستور مهمّى است ! چرا كه ، گاه ماندن شمشير در غلاف براى مدّت طولانى ، سبب مىشود كه گوشههايى از آن گير كند و در لحظات حسّاس كه لازم است فورا بيرون كشيده شود ، يا خارج
هامش
( 1 ) « لأمة » ( بر وزن رحمة ) در اصل به معناى اجتماع و اتّفاق است ، از همين رو هنگامى كه دهانهء زخم به هم آيد و خوب شود به آن « التيام » گفته مىشود و « لأمه » به معناى زره است ، شايد از اين جهت كه حلقههاى آن با هم جمع شده و گره خورده است و گاه اين واژه به معناى هر گونه سلاح به كار مىرود .
( 2 ) « قلقلوا » از مادّهء « قلقله » ( بر وزن مرحمه ) به معناى حركت دادن و لرزاندن است .
( 3 ) « أغماد » جمع « غمد » ( بر وزن رند ) به معناى غلاف شمشير است و لذا در مورد پارهاى از گياهان كه خارهاى آن لابهلاى برگها پنهان است اين مادّه به كار مىرود .