يحاسب نفسه أشدّ من محاسبة الشّريك شريكه ، فيعلم من أين مطعمه
، و من أين مشربه ، و من أين ملبسه ، أمن حلّ ذلك ، أم من حرام ، اى ابوذر ! انسان در صف متّقين نخواهد بود ، مگر اين كه حساب خويش را برسد ، دقيقتر از حسابى كه شريك نسبت به شريك خود انجام مىدهد ، تا بداند غذاى او از كجاست و همچنين نوشيدنى و لباس او ، آيا از حلال است يا از حرام ؟ . » « 1 »
2 - واعظ درون !
مىدانيم براى رسيدن به نتيجهء مطلوب در هر كار ، دو چيز لازم است : « شايستگى محل » و « تربيت و مديريت صحيح » به تعبير ديگر : قابليّت قابل ، و فاعليّت فاعل .
بهترين باغبانها و عاليترين بذرهاى اصلاح شده و دقيقترين مراقبتها در آبيارى و تغذيهء گياه ، نمىتواند از زمين شوره زار ، بوتهء گل پرطراوتى ببار آورد ، چرا كه با عدم قابليّت محل ، تمام اين زحمات بر باد مىرود .
در تربيت نفوس انسانى نيز همين اصل حاكم است ، تا واعظى از درون نباشد و انصاف و حقجويى و حقطلبى بر روح انسان حاكم نگردد ، از واعظهاى برون ، كارى ساخته نيست . به همين دليل « ابوجهل » ها و « ابولهب » ها از كنار چشمهء جوشان وحى ، تشنه بازمىگشتند ، ولى « اويس قرن » ها با يك اشاره ، به سر مىدويدند .
البتّه نبايد اين سخن را بر يك مفهوم جبرى تطبيق كرد ، چرا كه واعظ درون نيز از طريق خودسازى و تربيتهاى اختيارى انسان نسبت به خويشتن پرورش مىيابد . صداى واعظ درون ، در ميان غوغاى هوا و هوسها خاموش مىشود و فطرت
هامش
( 1 ) بحارالانوار ، جلد 74 ، صفحهء 86 .