اين آيه به خوبى نشان مىدهد كه اين تزيين الهى نوعى مجازات الهى براى افراد بىايمان و منحرف است و يا به تعبير ديگر : اعمالشان سبب مىشود كه خداوند آنها را در چنگال شيطان رها سازد و از آنان حمايت نكند . به اين ترتيب هر دو بخش از آيات به يك حقيقت اشاره مىكند و شايد تعبير ( و الشّيطان موكّل به ، يزيّن له المعصية ليركبها ) كه در خطبهء بالا آمده اشاره به همين باشد .
4 - عمر انسانها حجّتى بر ضدّ آنهاست !
از تعبيرهاى پر معنايى كه در خطبهء بالا آمده است « حجّت بودن عمر » است .
چگونه عمر انسان مىتواند حجّتى بر ضدّ او باشد ؟ ظاهرا نكتهاش اين است كه خداوند در طول عمر انسان ، به قدر كافى درسهاى عبرت به او مىدهد و حوادث بيدار كننده و هشدار دهنده را فراهم مىسازد ، علاوه بر پيامهايى كه به وسيلهء پيامبران مرسل و اوصياى آنها براى انسان فرستاده است . از همين رو در آيهء « سى و هفت » سورهء « فاطر » چنين مىخوانيم : « هنگامى كه فرياد دوزخيان بلند مىشود و از پيشگاه خدا تقاضا مىكنند ما را از دوزخ خارج كن و بار ديگر به دنيا بازگردان تا اعمال صالحى غير از آنچه داشتيم انجام دهيم به آنها گفته مىشود :
« أَ وَ لَمْ نُعَمِّرْكُمْ ما يَتَذَكَّرُ فِيهِ مَنْ تَذَكَّرَ وَ جاءَكُمُ النَّذِيرُ »
، آيا شما را به آن اندازه ، عمر نبخشيديم كه هر كس اهليّت دارد در آن متذكّر شود و آيا انذار كنندهء ( الهى ) به سراغ شما نيامد ؟ ! »
5 - غرور و مستى نعمت !
نكتهء ديگرى كه در خطبهء بالا به آن اشاره شده ، حالتى است به عنوان « بطر » كه به افراد كم ظرفيت به هنگام وفور نعمت دست مىدهد و در قرآن مجيد به آن اشاره شده است . در آيهء « چهل و هفت » سورهء « انفال » مىخوانيم :
« وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ خَرَجُوا »