زيرا حسود ، در واقع دشمن نظام آفرينش و مخالف مواهب و اكرام الهى نسبت به بندگان است و چنين امرى با ايمان كامل ، سازگار نيست . اضافه بر اين ، او نبايد سعادت خود را در سلب نعمت از ديگران ببيند ، بلكه اگر ايمان راسخ به خدا دارد ، بايد همانند آن نعمتها ، يا افزون بر آنها را ، از پروردگار بطلبد .
در پنجمين مرحله نسبت به عداوت و دشمنى هشدار مىدهد ، مىفرمايد : « كينهء يكديگر را در دل نگيريد ، كه خير و بركت را از ميان مىبرد » و لا تباغضوا فإنّها الحالقة « 1 » .
تعبير به « تباغضوا » اشاره به اين است كه خصومتها و عداوتها معمولا دو جانبه است و پاسخ خصومت ، خصومت است .
تعبير به « حالقه » كه از مادّهء « حلق » به معناى تراشيدن است ( با توجّه به اينكه متعلّق آن نيز حذف شده ) نشان مىدهد ، خصومتها هر گونه خير و سعادت را از بيخ و بن بر مىكند ، چرا كه ريشهء هر خير و سعادتى ، تعاون و همدلى و همكارى افراد جامعه با يكديگر است و اين كار بدون محبّت و دوستى ، ميسّر نيست .
در ششمين و آخرين مرحله ، نسبت به خطرات آرزوهاى دراز هشدار مىدهد ، مىفرمايد : « بدانيد آرزوهاى دور و دراز ، خرد را به غفلت ( از واقعيّتها ) وا مىدارد و ياد خدا را به فراموشى مىسپارد ، بنابراين ، به آرزوها اعتنا نكنيد كه فريبنده است و صاحبش فريب خورده ! » ( و اعلموا أنّ الأمل يسهي العقل ، و ينسي الذّكر ، فأكذبوا الأمل فإنّه غرور ، و صاحبه مغرور ) .
در واقع آرزوهاى دور و دراز ، كه انسان را غرق در عالمى از خيال و پندارى مىكند كه بر محور امور مادّى دور مىزند ، يكى از خطرناكترين موانع راه سعادت
هامش
( 1 ) « حالقه » از مادّهء « حلق » در اصل به معناى تراشيدن موى سر ، يا بدن است و « حالقه » به سال قحطى و پر مشقّت كه خير و بركت را از ميان مىبرد ، اطلاق شده و به مرگ و مانند آن ، كه همه چيز را از ميان مىبرد نيز ، گفته شده است .