چيزى كه نام « مباح » بر آن گذارده شده است ، تا آخرين درجه براى خود ، عملا مجاز نشمرد .
نكتهء دوم ، اين است كه مىفرمايد : « ظاهرسازى و فريبكارى ( نسبت به خود و ديگران ) نكنيد ، كه شما را به معصيت مىكشاند » ( و لا تداهنوا « 1 » فيهجم بكم الإدهان إلى المعصية ) .
منظور از « مداهنه » در اينجا اين است كه انسان نسبت به اهل گناه نرمش و انعطاف نشان بدهد و ظاهرسازى نفاقآلود داشته باشد ، كه اين گونه نرمش و ظاهرسازى ، سرانجام انسان را به انواع گناهان آلوده مىسازد . و يا خود را فريب دهد و براى خود ظاهرسازى نمايد .
يكى از مصاديق بارز آن ، درست كردن كلاههاى شرعى و راهحلهاى ظاهرى و دروغين براى انجام گناهان است ، كه سرانجام انسان را به گناهان صريح و آشكار مىكشاند و اين يكى از راههاى نفوذ شيطان است .
آرى ، گاه انسان در مقام فريب خويش برمىآيد و خود را به گناه مىكشاند و گاه در مقام فريبكارى با ديگران ، و از آن طريق آلودهء به گناه مىشود و هر دو « مداهنه » نام دارد .
امام عليه السّلام در اين چند جمله ، به طور دقيق انگشت روى مواضع آسيبپذير گذاشته است و راههاى نفوذ شيطان را به روى پيروان راستين خود ، مىبندد .
هامش
( 1 ) « تداهنوا » از مادّهء « مداهنه » گرفته شده و در اصل از مادّهء « دهن » به معناى روغن است و به معناى نرمش و انعطاف مذموم و منافقانه به كار مىرود و نيز نرمش و انعطاف ، به معناى صرف نظر كردن از بخشى از فرمانهاى الهى را نيز شامل مىشود و از آنجا كه از روغن ، براى نرم كردن پوست استفاده مىشود ، كلمهء « ادهان » به معناى مدارا كردن و عدم برخورد جدّى آمده است ، خواه با ديگران باشد و خواه با هواى نفس .