مىفرمايد : « حال كه چنين است ، باقيماندهء عمر خويش را دريابيد و به خاطر آن ، صبر و استقامت پيشه كنيد ! ( صبر و استقامت در برابر عوامل گناه و مشكلات اطاعت ) . » ( فاستدركوا بقيّة أيّامكم ، و اصبروا لها أنفسكم ) .
سپس در مقام استدلال برآمده ، مىافزايد : « زيرا باقيماندهء عمر ، در برابر ايّام زيادى كه از شما به غفلت گذشته است و به پند و موعظه توجّه نشده ، بسيار كم است » ( فإنّها قليل في كثير الأيّام الّتي تكون منكم فيها الغفلة ، و التّشاغل عن الموعظة ) .
واقعيّت نيز چنين است كه اگر ساعات و روزهاى توجّه و بيدارى عمر انسان محاسبه شود ، در برابر ايّامى كه به غفلت و بوالهوسى گذشته و انسان خود را به دنيا و شهوات سرگرم ساخته است ، چيز اندكى است ، حال كه چنين است ، بايد باقيماندهء عمر را از خطر غفلت و بىخبرى نجات داد و شرط آن ، استفاده از سلاح صبر و استقامت است ، چرا كه هم حفظ هوشيارى ، صبر مىطلبد و هم پاى مردى در طريق اطاعت و پرهيز از معصيت . به همين دليل در روايات اسلامى « صبر در برابر ايمان ، به منزلهء سر در برابر تن » شمرده شده است . « 1 » تعبير به « تكون منكم فيها الغفلة » به صورت فعل مضارع ، اشاره به اين است كه نه تنها در گذشته چنين غفلتهايى از شما صادر شده ، در آينده نيز زمينهء آن وجود دارد ، گذشتهء عمر از دست رفت ، بكوشيد آينده را نجات دهيد و گذشته را در سايهء آن ، جبران كنيد .
سپس به دو نكتهء مهم ، كه در واقع دو راه از راههاى خطرناك نفوذ شيطان است اشاره مىكند ، نخست مىفرمايد : « به خود بيش از حدّ آزادى ( در استفاده كردن از مباحات ) ندهيد ! كه استفاده افراطى از مباح و آزادى ، شما را در طريق ظالمان قرار
هامش
( 1 ) على عليه السّلام مىفرمايد : « و عليكم بالصّبر فإنّ الصّبر من الإيمان كالرّأس من الجسد » ( نهج البلاغه ، كلمات قصار ، شمارهء 82 ) .