و بالاخره در چهارمين هشدار مىفرمايد : « از تذكّرات و مواعظ بهره بگيريد ! ( كه اينها همه براى شما و به سود شما است ) . » ( و انتفعوا بالذّكر و المواعظ ) .
تفاوت ميان اين چهار هشدار اين است كه : در هشدار اوّل ، امام عليه السّلام همه را به حوادث تاريخى عبرتآموز گذشته و حال توجّه مىدهد كه اندرزهاى گرانبهايى دربردارد ، در هشدار دوم ، به نشانههاى پروردگار در عالم هستى يا آيات قرآنى كه بيدارگر است ، اشاره فرموده ؛ در هشدار سوم ، به انذارها و سخنان بيم دهنده از سوى اولياء اللّه اشاره مىكند و در هشدار چهارم ، به اندرزها و نصيحتهاى اين مردان الهى توجّه شده است كه مجموعهء اين هشدارها براى بيدارى آنان كه كمترين آمادگى دارند ، كافى است ، تا چه رسد به آمادگان براى پذيرش .
سپس در ادامهء سخن به لحظات دردآور مرگ و جان دادن و حالاتى كه هر بينندهاى را تكان مىدهد و در فكر فرو مىبرد ، توجّه فرموده ، چنين مىگويد : « گويا مىبينم چنگال مرگ در پيكر شما فرو رفته ، و علاقه و آرزوها از شما رخت بربسته ، شدايد و سختىهاى مرگ و برزخ به شما روى آورده ، و حركت به سوى رستاخيز آغاز شده است و هر يك از شما وارد صحنهء محشر مىشود ، در حالى كه همراه او « سائق » و « شاهدى » است : فرشتهاى كه او را به سوى محشر مىراند و شاهدى كه بر اعمال او گواهى مىدهد . » ( فكأن قد علقتكم « 1 » مخالب « 2 » المنيّة ، و انقطعت منكم علائق الأمنيّة ، و دهمتكم « 3 » مفظعات « 4 » الأمور ، و السّياقة إلى الورد المورود ، ف « كلّ نفس معها سائق
هامش
( 1 ) « علقتكم » از مادّهء « علق » ( بر وزن فلق ) در اصل به معناى رابطهء شديد و علاقه به چيزى است . اين واژه در مورد حيوان درندهاى كه گلوى صيد خود را با دندان مىفشارد و خون او را مىمكد و يا با چنگالش او را مىدرد ، به كار مىرود . در جملهء بالا ، مرگ به چنين حيوان درندهاى تشبيه شده است .
( 2 ) « مخالب » جمع « مخلب » ( بر وزن محور ) به معناى چنگال حيوانات است كه از مادّهء « خلب » ( بر وزن قلب ) به معناى دريدن پوست است .
( 3 ) « دهمتكم » از مادّه « دهم » ( بر وزن فهم ) به معناى پوشاندن است . اين واژه در جايى كه چيزى غلبه بر ديگرى كند و به آن احاطه پيدا نمايد ، به كار مىرود و در عبارت بالا منظور همين است . اين واژه در مورد سياهى و تاريكى شب كه احاطه بر اشيا پيدا مىكند ، به كار مىرود و به سبز پررنگ نيز اطلاق شده است و« مُدْهامَّتانِ »در سورهء الرّحمن آيهء 64 ، به معناى « دو باغ سرسبز » است كه گياهش از سبزى و سيراب شدن ، به رنگ تيره درآمده است .
( 4 ) « مفظعات » از مادّهء « فظع » ( بر وزن جزع ) به معناى ترساندن و بزرگ شمردن است و « مفظعات الأمور » به حوادث بزرگ و وحشتناكى گفته مىشود كه انسان را در خوف فرو مىبرد .