كار افتاده و نفسها در سينه حبس شده و صداها بسيار ضعيف و كوتاه است . عرق ، لجام بر دهانها زده و وحشتى عظيم ، همه را فراگرفته است . گوشها از صداى رعد آساى دعوت كنندهء بسوى حسابرسى پروردگار ، به لرزه درآيد ، و همه بايد نتيجهء اعمال خود را دريابند : مجازات و كيفر الهى ، يا نعمت و ثواب را .
شرح و تفسير
صحنهء هولناك محشر !
در اين بخش از خطبه كه به راستى خطبهاى است « غرّاء » و درخشان و بيدارگر ، امام عليه السّلام بعد از حمد و ثناى الهى و توصيه به تقوا و شرح بىوفايى و بىاعتبارى دنيا ، به سراغ معاد مىرود و ترسيمى تكان دهنده از صحنهء محشر و حال خلايق در آن روز مىكند ، كه غافلترين افراد را بيدار مىسازد و به سوى آن هدف تربيتى كه امام عليه السّلام از اين خطبه دارد ، گام به گام نزديك مىكند ، به گونهاى كه نشان مىدهد اين طبيب روحانى ، براى درمان دردمندان كاملا حساب شده قدم برداشته و برنامهريزى مىكند .
نخست مىفرمايد : « اوضاع اين جهان ناپايدار ، همچنان ادامه مىيابد و زمانها پشت سر هم سپرى مىشود و رستاخيز نزديك مىگردد » ( حتّى إذا تصرّمت الأمور ، و تقضّت الدّهور ، و أزف « 1 » النّشور ) .
اين سه جمله اشارههاى روشنى به پايان جهان دارد . در نخستين جملهء : به گذشت و فناى همه چيز : عمرها ، قدرتها ، اموال و ثروتها و . . . اشاره مىكند . و در جملهء دوم : به پايان گرفتن ماهها و سالها و قرنها و در جملهء سوم : كه نتيجهء آن است نزديك شدن رستاخيز و آشكار شدن نشانههاى آن .
در اين كه پايان جهان با انقلابهاى هولانگيزى خواهد بود - آنچنان كه قرآن
هامش
( 1 ) « أزف » از مادّهء « ازف » ( بر وزن شرف ) به معناى نزديك شدن است .