بخش چهارم
حتّى إذا تصرّمت الأمور ، و تقضّت الدّهور ، و أزف النّشور ، أخرجهم من ضرائح القبور ، و أوكار الطّيور ، و أوجرة السّباع ، و مطارح المهالك ، سراعا إلى أمره ، مهطعين إلى معاده ، رعيلا صموتا ، قياما صفوفا ، ينفذهم البصر ، و يسمعهم الدّاعي ، عليهم لبوس الإستكانة ، و ضرع الإستسلام و الذّلّة . قد ضلّت الحيل ، و انقطع الأمل ، و هوت الأفئدة كاظمة ، و خشعت الأصوات مهينمة ، و ألجم العرق ، و عظم الشّفق ، و أرعدت الأسماع لزبرة الدّاعي إلى فصل الخطاب ، و مقايضة الجزاء ، و نكال العقاب ، و نوال الثّواب .
ترجمه
اوضاع اين جهان ناپايدار ، همچنان ادامه مىيابد و زمانها پشت سر هم ، سپرى مىشود و رستاخيز نزديك مىگردد ، در اين هنگام آنها ( انسانها ) را از شكاف قبرها و آشيانههاى پرندگان و لانههاى درندگان و ميدانهاى هلاكت خارج مىسازند و با شتاب بسوى فرمان ( و دادگاه ) پروردگار حركت مىكنند ، در حالى كه گردن كشيدهاند ( و نگران سرنوشت خويشند و هنگامى كه در دادگاه الهى حضور مىيابند ) به صورت گروههاى خاموش ، صف به صف ايستاده ، به گونهاى كه چشم به خوبى آنها را مىبيند و صداى دعوت كنندهء ( الهى ) به آنها مىرسد ، لباس نياز و مسكنت و تسليم و خضوع ، بر تن پوشيدهاند . راههاى چاره بسته شده و اميد و آرزو قطع گرديده است . قلبها از