آفتاب تدريجا آن را از ميان مىبرد ولى « فيء » به معناى سايهء بعد از زوال است ( چون در مفهوم اين واژه ، رجوع و بازگشت نهفته شده است ) و هر قدر خورشيد به افق مغرب نزديكتر مىشود اين سايهها گستردهتر مىگردد و با غروب خورشيد همگى محو و نابود مىشود و ظلمت همه جا را فرا مىگيرد .
گويى اميرمؤمنان على عليه السّلام از اين تعبير اشاره به اين نكتهء لطيف دارد كه دنياپرستان روز به روز اموال و امكانات بيشترى را جمع و جور مىكنند و هر قدر به پايان عمرشان نزديكتر مىشوند اين امكانات فزونى مىگيرد ، ولى با غروب آفتاب عمر ، همه چيز محو و نابود مىگردد و ظلمت مرگ به تمام امكانات آنها خاتمه مىدهد ! با ذكر نكتهء ديگر ، تفسير اين خطبه را پايان مىدهيم و آن اينكه : امام عليه السّلام مكرّر در مكرّر در خطبههاى « نهج البلاغه » نسبت به پيامدهاى سوء دلبستگى به دنيا هشدار مىدهد و مردم را از فريب دنيا برحذر مىدارد و ناپايدارى آن را با مثالهاى گوناگون برملا مىسازد ، اين به خاطر آن است كه اوّلا : هميشه عشق به دنيا و زرق و برق آن ، سرچشمهء گناهان بوده و هست ، و يك پيشواى آگاه بايد پيروان خود را در مقاطع مختلف از اين خطر بر حذر دارد ! ديگر اينكه : در عصر امام عليه السّلام به خاطر فتوحات اسلامى ، اموال و غنايم فراوانى ، سرازير شهرهايى همچون مكّه و مدينه و كوفه شده بود و گروهى براى تصاحب آنها با هم مسابقه مىدادند و همين امر سرچشمهء اختلافات و درگيرىها و انحراف از اصل « ساده زيستى اسلامى » بود و سبب مىشد كه مردم به تجمّلپرستى روى آورند و به ناز و نعمت عادت كنند و در برابر دشمن از جهاد باز بمانند ، به همين دليل امام عليه السّلام از هر فرصتى براى بيدار ساختن مردم بهره مىگرفت ، علاوه بر آنكه زندگانى خود او نيز سرمشق روشنى بر اين امر بود .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 35
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٥