« عبدالملك » بودند ، مىدانند كه چهار نفر آنها به نام « وليد » ، « سليمان » ، « يزيد » ، و « هشام » به خلافت رسيدند و او تنها كسى بود كه چهار فرزندش به خلافت رسيدند .
به همين دليل ، جمعى قول دوم را ترجيح دادند ، چرا كه با سومين پيشگويى امام كه در كلام بالا آمده است و مىفرمايد : « و امّت به اسلام به زودى از دست او و پسرانش ، روز خونينى خواهند داشت » و ستلقى الأمّة منه و من ولده يوما أحمر سازگارتر است .
اين پيشگويى نيز به تحقّق پيوست و اين خلفاى خونخوار يكى پس از ديگرى به حكومت رسيدند و جاى « مروان » و « عبدالملك » را گرفتند و خونهاى زيادى ريختند و بسيارى از بىگناهان را به تيغ دژخيمان سپردند و يوما أحمر ( روز سرخ و خونين ) با جنايات آنها تحقّق پذيرفت ، كه يك نمونه آن ، جنايات « حجّاج » فرماندار كوفه در عصر « عبدالملك بن مروان » است .
نكته
سرگذشت عجيب مروان !
« مروان بن حكم » كه از سرسختترين دشمنان « اميرمؤمنان على عليه السّلام » بود و محور سخن در خطبهء مورد بحث است ، سرگذشتى شگفت انگيز و عبرتآميز دارد و آگاهى بر تاريخ زندگى نكبتبار او ، بسيارى از حقايق مربوط به تاريخ صدر اسلام را روشن مىسازد .
پدرش « حكم » همانگونه كه در بلا اشاره كرديم به خاطر كارشكنىهاى مكرّر بر ضدّ پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ، به طائف تبعيد شد و پيامبر در حقّ او فرمود :
« لعنك اللّه و لعن ما في صلبك
، خداوند هم تو را و هم فرزندى را كه در صلب خود ، دارى لعنت كند » ( و اين قبل از تولّد مروان بود . ) چهرهء او در جامعهء اسلامى آن روز ، به قدرى منفور بود كه نه خليفه اوّل و نه