« ابن ابى الحديد » نيز احاديث مربوط به اين موضوع را از منابع اهل سنّت در شرح نهج البلاغهء خود نقل كرده است . « 1 »
2 - پاسخ به يك سؤال
نكتهء قابل توجّه اين كه بعضى از متعصّبان كه نتوانستهاند اين فضيلت بزرگ را از نظر تاريخ و منابع انكار كنند ، به بهانههايى براى نفى آن متشبّث شدهاند كه مهمترين آنها اين است :
مىگويند : على عليه السّلام در آن زمان كه اسلام آورد ، ده ساله بود و اسلام كودك ده ساله پذيرفته نيست ، اين بهانهجويى به قدرى در ميان مخالفان فضائل على عليه السّلام گسترده شده است ، كه باور كردهاند يك اشكال مهم و غير قابل پاسخ است ، در حالى كه :
اوّلا : مناسب است گفتگويى را كه در ميان « مأمون » خليفهء عبّاسى كه با يكى از علماء اهل سنّت در عصر او به نام « اسحاق » صورت گرفت ، بياوريم ( اين حديث را « ابن عبد ربّه » در « عقد الفريد » آورده است ) .
« مأمون » به او گفت : آن روز كه پيامبر اكرم عليه السّلام مبعوث شده از تمام اعمال چه عملى افضل بود ؟
« اسحاق » گفت : اخلاص در شهادت به توحيد و رسالت پيامبر عليه السّلام .
« مأمون » : آيا كسى را سراغ دارى كه بر على عليه السّلام در اسلام پيشى گرفته باشد ؟
« اسحاق » : على عليه السّلام اسلام آورد ، در حالى كه كم سن و سال بود و احكام الهى بر او جارى نمىشد ! « مأمون » : آيا اسلام على عليه السّلام به دعوت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نبود ؟ آيا پيامبر عليه السّلام اسلامش را نپذيرفت ؟ چگونه ممكن است پيامبر عليه السّلام كسى را به اسلام دعوت كند ، كه اسلامش پذيرفته نيست ؟ ! « اسحاق » پاسخى نداشت كه بدهد . « 2 »
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 4 ، صفحهء 116 به بعد .
( 2 ) عقد الفريد ، جلد 3 ، صفحهء 43 ( با تلخيص ) .