پسر عمويى كه برادر و جانشين و وصىّ و همگام و همراه با او بود ، بنابراين ، در حقّانيت خود و مسيرى كه در پيش داريد كمترين ترديدى به خود راه ندهيد و با دشمن ستمگر ، با قوّت و قدرت پيكار كنيد ! اين در حالى است كه دشمن شما ، فرزند دشمن شمارهء يك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله يعنى « ابوسفيان » است كه در باطل بودن ادّعاى او نسبت به خلافت ، جاى هيچ گونه ترديدى نيست ! ! تكيه كردن امام عليه السّلام روى نسبت نزديكش به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله علاوه بر اينكه يك اصل شناخته شده در ميان عقلاست - كه نزديكان هر كس را آشناترين افراد به مكتب او مىدانند ، مگر اينكه خلافش ثابت شود - مىتواند اشاره به « حديث ثقلين » باشد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مردم را بعد از خود ، به پيروى از اهل بيت عليه السّلام در كنار پيروى از قرآن ، دعوت نموده است .
سپس در ادامهء اين سخن ، امام عليه السّلام دو دستور مهم را - كه در واقع لازم و ملزوم يكديگرند - گوشزد مىكند ، مىفرمايد : « پى در پى ( بر دشمن ) حمله كنيد و از فرار شرم نماييد ! چه اينكه فرار از جهاد ، ننگى است كه در نسلهاى آيندهء شما نيز مىماند و آتشى است كه در روز حساب دامان شما را فرا مىگيرد ! » ( فعاودوا الكرّ ، و استحيوا من الفرّ ، فإنّه عار في الأعقاب ، و نار يوم الحساب ) .
اشاره به اينكه ، اوّلا : نبايد انتظار داشته باشيد كه در يك حمله ، شيرازهء لشكر دشمن درهم بريزد ، بلكه بايد با ضربات پى در پى ، دشمن نيرومند خود را ضعيف و ضعيفتر و سپس متلاشى سازيد ! و ديگر اينكه : هرگز فكر فرار از جهاد در سر نپرورانيد ، كه لكّهء ننگ آن ، نه تنها بر دامان شما مىنشيند كه نسلهاى آيندهء شما نيز از اين عار و ننگ بىنصيب نخواهند بود « 1 » و شما را به آتش خشم خداوند ، در
هامش
( 1 ) توجّه داشته باشيد كه تفسير فوق بر اين اساس است كه « اعقاب » جمع « عقب » ( بر وزن نسب ) به معناى نسلهاى آينده باشد و اگر آن را جمع « عقب » ( بر وزن قفل ) كه به معناى عاقبت كار است ، بدانيم مفهوم جمله چنين مىشود كه : « فرار از جهاد ، عاقبت كار شما را ننگين مىسازد » ولى تفسير اوّل مناسبتر است .