تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
بگيرى ( و رسواى خاص و عام كنى . ) و لحظه‌اى ، رحمت خود را نصيب او نكن . . . ! چيزى نگذشت كه بسر حالت وسواس شبيه جنون پيدا كرد و عقل خود را از دست داد . پيوسته ، هذيان مىگفت و مرتّب مىگفت شمشيرى به من بدهيد كه من افراد را با آن بكشم . مردم ، يك شمشير چوبى به او دادند و مشك باد كرده‌اى نزد او مىگذاردند و او ، با آن شمشير چوبى ، آن قدر بر آن مىزد تا بيهوش مىشد . حتّى بعضى گفته‌اند كه در آخر عمر ، به قدرى عقل خود را از دست داده بود كه قاذورات مىخورد و وقتى هم كه دست او را مىبستند ، باز خود را بر قاذورات مىافكند و مىخورد و با همين حال از دنيا رفت . « 1 » مسعودى ، در مروج الذهب ، بعد از نقل اين داستان مىافزايد كه بسر به مردم مىگفت : « شما مرا از خوردن قاذورات منع مىكنيد در حالى كه دو فرزند ابن عباس - كه مظلومانه به دست من كشته شدند - اينها را به خورد من مىدهند . » « 2 »

2 - عوامل پيروزى و شكست ملّت‌ها

امام عليه السّلام در اين خطبه ، در عبارات كوتاه و بسيار پر معنايى ، عوامل پيروزى و شكست اقوام و ملت‌ها را بيان فرموده كه نه تنها ، در مورد ماجراى مردم عراق و حجاز و يمن و داستان بسر بن ارطاة ، صادق است كه در هر عصر و زمانى ، مىتواند معتبر باشد . نخست ، از « وحدت كلمه » سخن مىگويد كه سبب تقويت نيروها و انسجام و همبستگى و كارآيى آنها است . وحدت كلمه ، همان چيزى است كه از مهم‌ترين عوامل پيروزى سربازان اسلام در عصر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر دشمنان نيرومند و مجهّز بود و همان چيزى است كه آثار آن را در عصر و زمان خود ، در ميان اقوام و ملت‌ها مىبينيم . گروه‌هاى اندكى را مىبينيم كه در سايهء انسجام و اتّحاد ، بر دشمنان خود كه بسيار از آنها فزون‌تر بودند ، امّا نفاق و پراكندگى بر آنها حاكم بود ، پيروز شدند .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحات 3 - 18 ، و منهاج البراعة ، جلد 3 ، صفحهء 360 ، و الغدير ، جلد 11 ، صفحهء 19 . ( 2 ) « مروج الذهب » ، جلد 3 ، صفحه 163 ، ( بحث ذكر ايّام الوليد بن عبد الملك ) .