كسانى كه در موضوعاتى تا اين حد كوچك و كم ارزش ، قابل اعتماد نباشند ، در مهمترين پستهاى حكومت اسلامى و مسأله جنگ و صلح و بيت المال و ماند آن ، چگونه ممكن است مورد اعتماد قرار بگيرند ؟ !
نكتهها
1 - بسر فرماندهء خونريز معاويه
مورّخان اسلام ، در اين نكته اتّفاق نظر دارند كه معاويه ، براى پيش برد اهداف خود ، از مهرههايى استفاده مىكرد كه هيچ گونه شباهتى با صحابه و ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نداشتند . از جملهء آنها ، « بسر بن ارطاة » بود كه به گفتهء ابن ابى الحديد ، مردى سنگدل ، و خشن و خونريز و كاملا بىرحم بود . معاويه ، هنگامى كه با خبر شد كه گروهى از مردم يمن ، سر به شورش برداشتهاند و نامهء دوستانهاى براى او نوشتهاند ، بسر را احضار كرد و به او دستور داد از راه حجاز و مدينه و مكّه ، به سوى يمن برود و به او گفت : به هر جا وارد شدى ، كه از پيروان على عليه السّلام هستند ، با خشونت تمام ، با آنها ، صحبت كن ، به طورى كه بدانند راهى جز تسليم نيست .
سپس ، از خشونت زبانى ، خوددارى كن و آنها را به بيعت با من دعوت كن ! هر كس نپذيرفت ، او را به قتل برسان و شيعيان على عليه السّلام را هر كجا يافتى ، از دم شمشير بگذران ! » .
او ، دستور معاويه را ، دقيقا ، اجرا كرد . هنگامى كه وارد مدينه شد ، خطبهاى خواند و دشنام بسيارى به مردم مدينه داد و آنها را تهديد كرد و داستان كشته شدن عثمان را به خاطر آنان آورد و همه را مقصّر شمرد و آن قدر تهديد كرد كه همهء مردم با شناختى كه از او داشتند ، در وحشت عظيمى فرو رفتند . سپس مردم را به بيعت با معاويه دعوت كرد . گروهى ، با او بيعت كردند . او ، خانههاى بسيارى را سوزاند و