تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
مخصوص خداوندى است كه نعمتش هرگز پايان نمىپذيرد ، و بخششهاى او را جبران نتوان كرد ! » ( و الحمد للّه غير مفقود الإنعام ، و لا مكافإ الإفضال ) « 1 » . جملهء اول در واقع اشاره به اين نكته است كه نعمت پروردگار در يك يا چند چيز خلاصه نمىشود ، بلكه سر تا پاى ما را در تمام عمر فرا گرفته است ، و جملهء دوم ناظر به اين حقيقت است كه بندگان هرگز توانايى جبران نعمت‌هاى الهى را ندارند ، چرا كه اوّلا او نيازى ندارد تا كسى بتواند نعمتش را جبران كند ، و ثانيا توانايى بر شكر و ثناى او خود احسان و نعمت ديگرى است از سوى پروردگار چرا كه شكر سبب فزونى نعمت مىگردد ، همان گونه كه در مناجاتهاى معروف امام على بن الحسين عليه السّلام مىخوانيم : « فكيف لي به تحصيل الشّكر ؟ و شكري ايّاك يفتقر الى شكر ! فكلّما قلت لك الحمد ، وجب علىّ لذلك ان اقول لك الحمد ، چگونه مىتوانم شكر تو را كنم حال آن كه توفيق بر شكرگزارى من نسبت به ذات مقدس تو نياز به شكر ديگرى دارد ! پس هر زمان بگويم « لك الحمد » بر من واجب مىشود كه به خاطر اين موفقيت نيز بگويم « لك الحمد » ! ( به اين ترتيب هر چه به سوى شكر تو گام بر مىدارم مديون نعمتهاى بيشترى مىشوم ) . « 2 » بنا بر اين نهايت شكر ما آن است كه در پيشگاه پروردگار اظهار عجز كنيم . در حديثى از امام صادق عليه السّلام آمده است كه خداوند به موسى عليه السّلام وحى فرستاد ، اى موسى ! حقّ شكر مرا ادا كن ، عرض كرد پروردگارا ! چگونه حق شكر تو را ادا كنم ، در حالى كه هر شكرى به جا آورم مشمول نعمت تازه‌اى مىشوم ؟ ! خطاب آمد اى موسى اكنون حقّ شكر مرا ادا كردى ، چرا كه مىدانى اين توفيق نيز از من است ! » « 3 »
بنده همان به كه ز تقصير خويش * عذر به درگاه خدا آورد ور نه سزاوار خداونديش * كس نتواند كه بجا آورد
هامش
( 1 ) « افضال » به معنى احسان و نيكى كردن است ، از مادهء فضل . ( 2 ) مناجاتهاى پانزده گانه ، مناجات شاكرين - بحار الانوار ، جلد 91 ، صفحهء 146 . ( 3 ) بحار الانوار ، جلد 13 ، صفحهء 351 ، حديث 41 .