بخواهى مرا شفا بدهد ، از خدا بخواه هر چه زودتر مرگ مرا برساند ، تا از اين عذاب هولناك راحت شوم . « 1 »
ديدى كه خون ناحق پروانه شمع را * چندان امان نداد كه شب را سحر كند
!
نكته دو ديدگاه مختلف در بارهء كوفه !
در خطبههاى نهج البلاغة تعبيرهاى گوناگونى در بارهء كوفه و مردم آن ديده مىشود ، در بعضى از موارد مانند خطبهء بالا كوفه به عنوان يك جايگاه مقدس معرفى شده كه آبستن حوادث سخت و ناگوارى است ، ولى خداوند اين كانون مقدس را از شرّ جباران روزگار حفظ مىكند ، در حالى كه در بعضى ديگر از خطبههاى نهج البلاغة مذمّت كوفه به خوبى آشكار است ، مانند خطبهء 25 كه امام خطاب به كوفه مىفرمايد : « اگر تنها تو با اين همه طوفانها باشى چهرهات زشت باد ! » ان لم تكوني الّا انت تهبّ اعاصيرك فقبّحك اللّه ) .
از بسيارى از روايات اسلامى مدح كوفه استفاده مىشود ، از جمله در حديثى از امير مؤمنان على عليه السّلام مىخوانيم كه فرمود : هذه مدينتنا و محلّتنا و مقرّ شيعتنا » ، « اينجا شهر ما ، محلّهء ما و كانون شيعيان ماست » . « 2 » و در حديث ديگرى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه در بارهء كوفه دعا مىفرمود و عرض كرد : « اللّهمّ ارم من رماها و عاد من عاداها ! » ، « خداوندا آن كس كه كوفه را هدف تيرهاى خود قرار دهد هدف قرار ده و آن كس كه با آن دشمنى كند با او دشمنى كن » .
جمع ميان اين روايات چنين است كه كوفه ذاتا مركز مقدّسى بود ، و مردم شريفى از شيعيان خالص و وفادار به اهل بيت عليه السّلام با ايمان و تقوى در آن مىزيستند
هامش
( 1 ) مروج الذهب ، جلد 3 ، صفحهء 132 و دائرة المعارف الشيعية العامة ، جلد 7 ، صفحهء 516 .
( 2 ) شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، جلد 3 ، صفحهء 198 .