تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
خواهى شد و پيشامدهاى تكان دهنده تو را فرا مىگيرد » . ( تعركين « 1 » بالنّوازل « 2 » و تركبين بالزّلازل ) ، شبيه همين تعبير در خطبه 108 نيز آمده است ، آنجا كه مىفرمايد : « تَعْرُكُكُمْ عَرْكَ الْأَدِيمِ » يعنى بنىاميّه بر شما چيره مىشوند و همچون چرمى شما را به هم پيچيده و لگد مال مىكنند . و در پيش‌بينى دوم ( و به احتمال سوم ) مىفرمايد : « من به خوبى مىدانم كه هر ستمگرى قصد سوء در بارهء تو داشته باشد خداوند او را گرفتار مىسازد و به خودش مشغول مىكند و به دست قاتلى مىسپاردش » ( و إنّي لأعلم أنّه ما أراد بك جبّار سوءا إلّا ابتلاه اللّه بشاغل و رماه بقاتل ) . تعبير به ( ابتلاه اللّه بشاغل ) مىتواند اشاره به بيماريهاى سخت و دردناكى باشد كه ظالمان را از درون به خود مشغول مىسازد ، و از غير خود بيگانه مىكند ، همان گونه كه ( و رماه بقاتل ) اشاره به حوادثى است كه از برون بر سر انسان مىتازد و او را هدف قرار داده يا به قتل مىرساند . آنچه امام عليه السّلام در اين خطبه در بارهء كوفه پيش‌بينى فرمود دقيقا تحقّق يافت و كوفه بعد از امام عليه السّلام بسيار گسترش يافت و هميشه مركز آشوبها و فتنه‌ها و حوادث تكان دهنده بود ، بسيارى از جبّاران براى تسخير كوفه و در هم كوبيدن آن قد علم كردند ، ولى خداوند هر يك از آنها را به بلايى گرفتار كرد ، و شرّ آنها را دفع نمود و شايد اين امر به خاطر آن بود كه كوفه هميشه مركزى بود براى گروهى از مؤمنان مخلص و شيعيان فداكار و با وفاى على بن ابى طالب عليه السّلام ، هر چند منافقان هم در آن كم نبودند . و به همين دليل در روايات متعدّدى به فضيلت كوفه و اهل آن اشاره شده است . از جمله كسانى كه در فاصله كوتاهى بعد از امير مؤمنان على عليه السّلام قصد تخريب كوفه را داشتند « زياد بن ابيه » بود . در بعضى از روايات آمده است ، هنگامى كه او بر
هامش
( 1 ) « تعركين » از ماده « عرك » ( بر وزن درك ) به معنى مالش دادن و پايمال كردن است . ( 2 ) « نوازل » جمع « نازله » به گفتهء لسان العرب به معنى حادثهء شديدى است كه بر قوم و يا ملتى فرود مىآيد .