تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
و آزار كرد و به محل بسيار بد آب و هوايى يعنى « ربذه » تبعيد كرد ، و ابو ذر تا آخر عمرش در آنجا ماند و همان جا بدرود حيات گفت ، و گناهش اين بود كه به كارهاى خلاف « عثمان » خرده مىگرفت ، و امر به معروف و نهى از منكر مىكرد ! « 1 » در مورد « عمار ياسر » كه از پيشگامان اسلام و مورد علاقهء شديد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود نيز بد رفتارى شديدى داشت و او را به قدرى با چوب زد كه گرفتار فتق گرديد ، و گناهش اين بود كه : گروهى از صحابه اعتراضات خود را بر عثمان به طور كتبى ذكر كرده و او را از كارهايش بر حذر داشته بودند ، « عمار ياسر » نامه را بر « عثمان » رساند و براى او قرائت كرد « عثمان » خشمگين شد و به غلامانش دستور داد تا دست و پاى « عمار » را محكم گرفتند و سپس خودش او را آن قدر زد كه بيهوش شد . « 2 » و نيز با « عبد اللّه بن مسعود » همين گونه رفتار كرد ، يكى از جلّادانش را فرستاد كه او را به در مسجد بياورد ، سپس او را بر زمين كوبيد و يكى از دنده‌هايش درهم شكست و گناهش اين بود كه به او اعتراض كرده بود چرا اموال بيت المال را در ميان تبهكاران بنى أميه تقسيم كرده است . « 3 » از « زيد بن ارقم » كه يكى از معاريف صحابه بود سؤال كردند به چه دليل شما « عثمان » را تكفير كرديد گفت به سه دليل : اموال « بيت المال » را در ميان اغنيا تقسيم كرد و مهاجران از ياران رسول خدا را همچون دشمنان و محاربان پيغمبر قرار داد و به غير « كتاب اللّه » عمل نمود . « 4 » 3 - اموال « بيت المال » را بدون حساب و كتاب در ميان اقوام و بستگانش تقسيم كرد در حالى كه مستمندان با ايمان در آتش فقر مىسوختند كه نمونه‌هايى از آن در بالا ذكر شد . « 5 »
هامش
( 1 ) همان مدرك صفحهء 292 به بعد . ( 2 ) اين داستان را بسيارى از مورخان نقل كرده‌اند از جمله « بلاذرى » در « أنساب الاشراف » جلد 5 ، صفحهء 49 و « ابن قتيبه » در « الامامة و السياسة » جلد 1 ، صفحهء 35 . ( 3 ) شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، جلد 3 ، صفحهء 43 و « تاريخ يعقوبى » جلد 2 ، صفحهء 170 . ( 4 ) شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد ، طبق نقل « نهج الحقّ » صفحهء 297 . ( 5 ) شرح اين مطلب را در جلد اوّل « پيام امام » صفحهء 363 ، ذيل خطبهء « شقشقيّه » آورده‌ايم .