تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
امّا زمانى كه سيلى اجل در گوش او نواخته شد ، از خواب غفلت بيدار مىشود ، وقتى كه عمر عزيز و فرصتهاى گرانبها را بيهوده تلف كرده است ، نه آتش خواسته‌هاى نفسى فرو نشسته و نه به جايى رسيده است ، بلكه « سرمايه ز كف داده تجارت ننموده ، جز حسرت و اندوه متاعى نخريده است » . و به گفتهء شاعر شجاع عرب « ابو العتاهيه » كه براى سرودن شعرى به هنگام افتتاح قصر جديدى جهت هارون دعوت شده بود : عش ما بدا لك سالما فى ظلّ شاهقة القصور ! يهدى اليك بما اشتهيت لدى الرّواح و فى الكبور ! حتّى إذا تزعزعت النّفوس و دحرجت ! فهناك تعلم موقنا ما كنت إلّا فى غرور « 1 » ! تا مىخواهى در سايهء قصرهاى سر به آسمان كشيده ، سالم زندگى كن ! در حالى كه آنچه مورد علاقهء توست هر صبح و شام براى تو هديه مىكنند . ولى اين تا زمانى است كه جانها به لرزه در مىآيد و متزلزل مىشود در آنجا به يقين خواهى دانست كه عمرى در غرور و غفلت بودى ! اطرافيان هارون از خواندن اين اشعار كه به نظر آنها متناسب با چنان مجلسى نبود بسيار ناراحت شدند ، ولى هارون او را ستود و از وى تمجيد كرد . بعضى از شارحان نهج البلاغة مىگويند : اين كه آرزوهاى دور و دراز ، قيامت را به فراموشى مىافكند به خاطر آن است كه دنيا پرستان پر توقّع به خاطر عشقى كه به مظاهر دنيا دارند سعى مىكنند مرگ را كه وسيلهء جدايى آنها از معشوقشان مىشود ، فراموش كنند ، و فراموش كردن مرگ سبب فراموشى قيامت مىشود . اين نكته نيز قابل توجه است ، كه « امل » ( آرزو ) گاه جنبهء مثبت دارد كه از آن به « رجا » و اميد تعبير مىشود ، مخصوصا هر گاه بر اساس توكّل بر خدا باشد بسيار سازنده است ، ولى جنبهء منفى آن در جايى است كه از حد بگذرد و انسان را به خود
هامش
( 1 ) انوار نعمانيه ، جلد 3 ، صفحهء 114 ( با كمى تفاوت ) .