خطبه چهل و دوم « 1 » من كلام له عليه السّلام و فيه يحذر من اتّباع الهوى و طول الأمل فى الدّنيا .
در اين سخن امام عليه السّلام مردم را از پيروى هواى نفس و آرزوهاى طولانى بر حذر مىدارد .
خطبه در يك نگاه
با توجه به آنچه در سند خطبه از « نصر بن مزاحم » در ذيل نقل كرديم ، به خوبى روشن مىشود كه اين خطبه بعد از جنگ جمل و به هنگام ورود امير مؤمنان على عليه السّلام به كوفه ايراد شده است ، و ظاهرا ناظر به غرور و غفلت و توقّعات
هامش
( 1 ) سند خطبه : اين خطبه با اسناد مختلفى از آن حضرت نقل شده است ، و گروهى از كسانى كه قبل از سيد رضى مىزيستهاند آن را در كتابهاى خود ( با تفاوتهاى مختصرى ) آوردهاند ، از جمله « نصر بن مزاحم » در « كتاب صفّين » و « شيخ مفيد » در « كتاب مجالس » ، و مسعودى در مروج الذهب ، آن را نقل كردهاند .
نصر بن مزاحم مىگويد :
« هنگامى كه على عليه السّلام بعد از پيروزى در جنگ جمل از بصره وارد كوفه شد اهل كوفه به همراه قاريان و دانشمندان و اشراف شهر به استقبال امام عليه السّلام آمدند و پيروزى او را بر دشمن تبريك گفتند ، سپس سؤال كردند : كجا وارد مىشويد ، آيا به قصر دار الامارة ؟ فرمود : نه ، من وارد ميدانگاه شهر مىشوم ! حضرت در آنجا پياده شد و به سوى مسجد بزرگ شهر آمد و در آنجا دو ركعت نماز گزارد ، سپس بر فراز منبر رفت و حمد و ثناى الهى به جاى آورد ، و درود بر پيغمبر فرستاد ، بعد فرمود : اما بعد ، اى اهل كوفه ، شما در اسلام فضيلتى داريد مادامى كه وضع خود را دگرگون نسازيد ، من شما را به سوى حق فراخواندم پذيرفتيد ، سپس كار خلاف كرديد و وضع خود را دگرگون ساختيد ( اشاره به كوتاهىها و تخلّف گروهى از آنان در جريان جنگ جمل است ) شما اگر فضيلتى داريد بين خودتان و خدا است ، ولى در احكام الهى و تقسيم ( غنائم و بيت المال ) با ديگران تفاوتى نداريد ، آن گاه خطبهء بالا را در ادامه اين سخن بيان فرمود : كه آنچه نصر بن مزاحم آورده تنها اندكى متفاوت با آن چيزى است كه سيد رضى ذكر كرده .