تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
مدارا با حاكمان وقت بعد از خودش گرفته است ، هر چند كه حكومت آنها بر خلاف موازين بود . در بعضى از منابع حديثى ، روايتى از آن حضرت نقل شده كه بيانگر مضمون اين پيمان است . مرحوم سيد ابن طاوس ، در كشف المحجّة ، ضمن روايتى از على عليه السّلام چنين نقل مىكند : « و قد كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، عهد الىّ عهدا ، فقال : « يا بن أبى طالب ! لك ولاء امّتى . فإن ولّوك فى عافية و اجمعوا عليك بالرّضا فقم بأمرهم و إن اختلفوا عليك فدعهم و ما هم فيه فانّ اللّه سيجعل لك مخرجا ، پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با من عهدى بسته است ! او فرموده : « اى فرزند ابو طالب ! تو سرپرست امّت من هستى ( و از سوى خدا تعيين شده‌اى ) اگر مردم ولايت تو را به طور مسالمت آميز پذيرفتند و همگى به آن رضايت دادند ، بر امور آنان قيام كن ! ولى اگر در بارهء تو اختلاف كردند ، آنها را به حال خود واگذار كه خداوند راه چاره و نجاتى براى تو قرار خواهد داد » . حقيقت اين است كه گاه انسان بر سر دو راهى قرار مىگيرد كه هر دو ناخوشايند است ، ولى يكى از ديگرى ناخوشايندتر است . در چنين مواردى ، عقل حكم مىكند كه براى پرهيز از امر ناخوشايندتر ، انسان به استقبال امرى كه ناخوشايند است برود و اين همان چيزى است كه به عنوان « قاعدهء اهم و مهم » معروف است و گاه از آن تعبير به « دفع افسد به فاسد » مىشود . برنامهء امير مؤمنان ، على عليه السّلام بعد از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، مصداق همين معنا بود . امام عليه السّلام بر سر دو راهى قرار گرفته بود ، يا حكومت را كه حقّ مسلّم او است و براى تداوم اسلام و مصالح مسلمانان بسيار كار ساز است رها سازد ، و يا اصل اسلام به خطر بيفتد ، چرا كه احزاب جاهليت كه در عصر ظهور اسلام گرفتار شكست شده بودند در كمين نشسته و منتظر فرصت بودند كه بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، بر سر جانشينى او اختلافى روى دهد و مسلمانان به جان هم بيفتند و آنها از كمينگاه