تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
راه خدا و ( در راه ) مردان و زنان و كودكانى كه ( به دست ستمگران ) تضعيف شده‌اند پيكار نمىكنيد ؟ ! همان افراد ( ستمديده‌اى ) كه مىگويند : پروردگارا ! ما را از اين شهر ( مكّه ) - كه اهلش ستمگرند - بيرون ببر ! و از طرف خود براى ما سرپرستى قرار ده و از جانب خود يار و ياورى براى ما تعيين فرما » ! « 1 » اين نكته را نبايد فراموش كرد كه فلسفهء اصلى تشكيل حكومتها و تشريع قوانين ، ( اعم از قانون‌هاى الهى و قوانين ناقصى كه به وسيلهء بشر تشريح شده است ) حفظ حقوق ضعيفان و حمايت از آنها بوده است ، چرا كه اقوايا و زورمندان با تكيه بر قدرت و زور خود نه تنها حق خويش را مىگيرند ، بلكه افزون بر آن را نيز مىطلبند ، بنا بر اين اگر حكومت و قانون حامى مظلومان و مستضعفان نباشد ، فلسفهء وجودى خود را به كلّى از دست مىدهد و گاه به بازيچه‌اى در دست ظالمان ، براى توجيه ظلم و ستم‌هايشان تبديل مىشود . به همين جهت على عليه السّلام در همان خطبهء شقشقيه ، دليل قبول حكومت را مسألهء حمايت از مظلومان و مبارزه با ظالمان بيان مىدارد . و نيز به همين دليل در جوامعى كه با رشوه مىتوان مسير قوانين را تغيير داد ، قانون نتيجهء معكوس مىدهد ، چرا كه دست دهندهء رشوه را ، ظالمان دارند نه ضعيفان و مظلومان . در چنين جوامعى قانون مبدّل به منبع در آمد نامشروعى براى گروهى از ظالمان و وسيلهء توجيهى براى ظلم گروه ديگر مىشود . ولى بايد تصديق كرد كه تحمّل عدالت و پيكار با ظالمان به خاطر حمايت از مظلومان ، براى بسيارى ناخوشايند است . كسانى كه رعايت اين اصل را مزاحم منافع نامشروع خويش مىبينند و يا از آن بدتر ، كسانى كه براى خود - به خاطر زور و قدرتشان - حقوق زيادترى در اجتماع قائلند و كلمهء مساوات در برابر قانون را توهين و تحقيرى نسبت به خويش مىپندارند ، به سختى مىتوانند پذيراى عدل و داد باشند و آنها هستند كه هميشه در
هامش
( 1 ) سورهء نساء ، آيهء 75 .