تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
منعكس است كه يك نمونهء روشن آن خطبهء شقشقيه بود كه در پايان آن ، امام عليه السّلام با صراحت مىفرمايد : « من طالب خلافت و حكومت بر شما نبودم ، آنچه مرا وادار به پذيرش مىكند ، پيمانى است كه خداوند از علماى هر امّتى گرفته كه در برابر شكمبارگى ستمگران و گرسنگى ستمديدگان سكوت نكنند و به يارى گروه نخست قيام كنند و با گروه دوم به مبارزه بپردازند ، « و ما أخذ اللّه على العلماء أن لا يقارّوا على كظّة ظالم و لا سغب مظلوم » . در آخرين وصاياى امام عليه السّلام در بستر شهادت نيز به فرزندانش تأكيد مىكند كه همواره ، دشمن ظالمان و ياور مظلومان باشند ، ( كونا للظّالم خصما و للمظلوم عونا ) « 1 » . سراسر زندگى امام عليه السّلام و حوادث جالبى كه در حيات آن حضرت واقع شد ، نشان مىدهد كه در عمل نيز هميشه به اين اصل اساسى وفادار بود و لحظه‌اى در انجام دادن آن كوتاهى نفرمود . در خطبهء ديگرى از نهج البلاغه همين معنا با تعبير داغ و پر جوش ديگرى آمده است مىفرمايد : « و أيم اللّه ! لانصفنّ المظلوم من ظالمه و لاقودنّ الظّالم بخزامته حتّى أورده منهل الحقّ و إن كان كارها ، « 2 » به خدا سوگند ! داد مظلوم را از ظالم مىگيرم و افسار ظالم را مىكشم تا وى را به آبشخور حق وارد سازم ، هر چند كراهت داشته باشد . اساسا ، اين يك اصل مهم اسلامى است كه در قرآن مجيد بر آن تأكيد شده است و با صراحت ، به مؤمنان دستور مىدهد كه براى نجات مظلومان به پا خيزند و حتى اگر لازم باشد ، دست به اسلحه ببرند و با ظالمان پيكار كنند » . و مىفرمايد :
« وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً »
، چرا در
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، نامهء 47 . ( 2 ) نهج البلاغه ، خطبهء 136 .