تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
بعضى ديگر از شارحان نهج البلاغه نيز تصريح كرده‌اند كه امام در نهروان اصرار فرمود كه لشكر بدون فوت وقت ، آمادهء حركت به سوى شام شود تا بقيهء مردم نيز به آنها ملحق شوند ، زيرا مىدانست اگر به كوفه بازگردند و لباس جنگ از تن در آورند ، آماده كردن آنان ، به اين آسانى امكان پذير نيست ، ولى آنها به بهانه‌هاى مختلفى ، مانند سردى هوا و وجود مجروحان و كافى نبودن سلاح‌هاى ، جنگى از اطاعت فرمان امام سر باز زدند . امام ناچار به كوفه آمد و به آنها تأكيد كرد كه خود را آماده جهاد با دشمن اصلى كنند ، ولى ( همان گونه كه پيش بينى مىشد ) آنان تعلّل ورزيدند . اينجا بود كه امام عليه السّلام با نهايت ناراحتى ، اين خطبه را ايراد كرد . « 1 »

خطبه در يك نگاه

اين خطبه سه موضوع مهم را تعقيب مىكند : 1 - بخش زيادى از اين خطبه بر محور تأكيد بر جهاد با دشمن و عواقب شوم ترك جهاد ، دور مىزند . امام عليه السّلام در اين بخش از خطبه - كه قسمت عمدهء آن را تشكيل مىدهد - كوفيان را زير رگبار ملامت‌هاى خود مىگيرد و با تعبيرات تند و تكان دهنده ، آنها را مورد سرزنش قرار مىدهد . اين بعد از آن است كه بارها از طريق ملايم و محبت آميز و مستدل و منطقى ، آنها را براى جهاد با دشمن بسيج كرده ، ولى اثر نبخشيده است . لذا بناچار از آخرين دارو - كه دارويى است بسيار تلخ و گزنده - كمك مىگيرد . گاه آنها را به افراد ديوانه‌اى تشبيه مىكند كه درك و شعور خود را از دست داده و سود و زيان خويش را تشخيص نمىدهند . و گاه آنها را به شتران سرگردانى تشبيه مىكند كه در بيابان از ساربان خود فاصله گرفته‌اند و انضباط معمولى را به كلّى از دست داده و سپس با
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ميثم بحرانى ، جلد 2 ، صفحهء 77 ، و شرح نهج البلاغه ، علامه خوئى ، جلد 4 ، صفحهء 72 .