تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
( مجموعا بيست و هشت سهم ) بود و سه چوبهء تير ديگر ، برندهء هيچ سهمى نبود و هر كدام از آنها نيز نامى داشت . و در واقع ، سهم « اخيب » ( چوبه تير نابرنده ) عنوانى براى آنها بود . مجموع اين ده تير را در كيسه‌اى مىكردند و تكان مىدادند و به ترتيب به نام ده نفر خارج مىكردند . آنها كه صاحب تير برنده مىشدند ، سهم خود را از گوشت شتر مىبردند و آنها كه سه چوبهء تير نابرنده به نامشان مىافتاد ، مجبور بودند هر كدام يك سوم بهاى شتر را بپردازند ، به اين ترتيب اين سه نفر نه تنها برنده نبودند ، بلكه خسارت نيز بر دوش آنها بود . امام عليه السّلام مردم كوفه را كه همكاريشان بىارزش و مبارزه‌هايشان تو خالى و خسارت بار بود ، به آن چوبه‌هاى تير نابرندهء پر خسارت تشبيه مىكند ، و چه تشبيه گويا و ظريفى ! حضرت در ادامهء سخن به تشبيه گوياى ديگرى مىپردازد و مىافزايد : « كسى كه بخواهد به وسيله شما تيرى به سوى دشمن پرتاب كند ، مانند كسى است كه با تير بى پيكان تير اندازى مىكند ! و من رمى بكم فقد رمى بأفوق ناصل « 1 » » . تير اندازان قديم كه با كمان تير اندازى مىكردند ، تيرهايى داشتند كه از سه قسمت تشكيل شده بود : چوبهء تير - كه اصل تير را تشكيل مىداد - و پرهايى كه در انتهاى آن بود و سبب مىشد چوبهء تير به طور مستقيم به سوى هدف حركت كند و نوك فلزى كه در سر چوبهء تير بود سبب فرو رفتن تير در هدف مىشد . بديهى است كه اگر تير نوك فلزى نداشته باشد ، علاوه بر اين كه حركتش خالى از انحراف نخواهد بود ، به هدف هم كه مىرسد كارى از آن بر نمىآيد و آخرين اثرش ، مانند اثر شلّاقى است كه بر بدن وارد شود و نيز تيرى كه آخرش شكسته ، روى زه
هامش
( 1 ) « افوق ناصل » چوبهء تيرى است كه نه پيكان داشته باشد ، نه شكاف آخر ، يعنى ، نه سر دارد و نه ته ، در نتيجه به درد نمىخورد .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 216 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي