عقب ماندگان ، آتش دوزخ است ، ) زيرا امام عليه السّلام با اين كه در اين گفتارش الفاظ بلند و معانى و الا و تمثيل دقيق و تشبيه بجا به كار برده ، سرّى عجيب و معنايى لطيف در اين نهفته است و آن جمله « و السّبقة الجنّة ، و الغاية النّار » است . امام ميان دو لفظ « السّبقة » و « الغاية » ، به خاطر اختلاف معناى ظريف آنها ، جدايى افكنده و در مورد بهشت فرمود : « السّبقة الجنّة » ولى در مورد جهنّم نفرموده است : « السّبقة النّار » ، زيرا سبقت جستن در مورد امرى دوست داشتنى است و اين از ويژگيهاى بهشت است كه در مورد آتش دوزخ - كه به خدا از آن پناه مىبريم - وجود ندارد . ( به همين دليل امام نفرموده است : « السّبقة النّار » ، بلكه فرموده : « الغاية النّار » ، زيرا مفهوم الغاية ( پايان ) مفهوم گستردهاى است كه در هر مورد ممكن است به كار رود ، خواه مسرّت بخش باشد يا نه ) . . . ! در واقع اين واژه مانند واژه « مسير » و « مآل » است ( كه به معناى « سرانجام » مىآيد . همان گونه كه خداوند مىفرمايد :
« قُلْ تَمَتَّعُوا فَإِنَّ مَصِيرَكُمْ إِلَى النَّارِ »
- به كافران بگو : بهره بگيريد كه مصير ( سرانجام ) شما به سوى آتش است - روشن است كه در اين گونه موارد ، جايز نيست كه گفته شود : سبقكم إلى النّار ، ( مسابقهء شما به سوى آتش است ) . باز در اين خطبه دقّت كن ! كه باطنش شگفتآور و عمقش زياد و لطيف است : غالب كلمات مولى عليه السّلام اين طور است .
در بعضى از نسخههاى نهج البلاغه ، به جاى « سبقه » « سبقه » ( به ضم سين ) آمده است . « سبقه » نزد عرب ، به جايزهاى گفته مىشود كه براى برندهء مسابقه مىگذارند و معناى هر دو لفظ ، به هم نزديك است ، چرا كه جايزه را براى كار مذموم قرار نمىدهند ، بلكه براى كار خوب و پسنديده قرار داده مىشود .