رسيدن اجلش براى او زيانبخش خواهد بود ( چرا كه فرصت گرانبهايى و غير قابل بازگشتى را از دست داده است ) .
شرح و تفسير
جايگاه دنيا و آخرت از ديدگاه على عليه السّلام
همان گونه كه در بالا اشاره شد ، امام عليه السّلام در اين خطبهء غرّا براى سوق دادن انسانها به زهد و بىاعتنايى به زرق و برق دنيا به ده نكتهء مهم اشاره مىكند ، زيرا ، همانطور كه در حديث آمده و تجربه نيز در تمام طول تاريخ ثابت كرده حبّ دنيا سرچشمهء همه گناهان و ( رأس كلّ خطيئة ) است و بىاعتنائى به آن نخستين و مهمترين گام براى اصلاح نفوس و مبارزهء با فساد فردى و اجتماعى است .
در نخستين نكته به سپرى شدن دنيا و وداع كردن آن با اهل دنيا اشاره كرده مىفرمايد : « اما بعد دنيا روى برگردانده و وداع خويش را اعلام داشته است ، ( أمّا بعد فإنّ الدّنيا قد أدبرت ، و آذنت « 1 » بوداع ) .
چگونه دنيا پشت كرده و آهنگ وداع كرده است ؟
نشانههاى آن ، بسيار روشن است . قبرستانهاى خاموشى كه از نسلهاى پيشين ، يعنى پادشاهان و فرماندهان و زورمندان ، جوانان و كودكان و پيران ، باقى مانده همه ، گواه ادبار دنيا و فريادهاى وداع آن است . قدّ خميدهء پيران ، موى سپيد كهنسالان و بيمارىهاى گوناگون مشرفان به مرگ هر يك نشانهاى از ادبار دنيا و اعلان وداع او است .
ظاهرا دنيا خاموش است ، امّا گويى ، با هزار زبان ، سخن مىگويد ! اين ، همان است كه على عليه السّلام در يكى ديگر از خطب نهج البلاغه ، به آن اشاره كرده مىفرمايد :
هامش
( 1 ) « آذنت » از مادهء « اذن » ، به معناى « اعلام كردن » است . و به اذان از اين جهت اذان مىگويند كه وقت نماز را اعلام مىكند .