[ جلد دوم ]
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
پيشگفتار
نهج البلاغه در دنياى امروز درخشش فوق العادهاى دارد ، چرا كه راهگشاى حل بسيارى از معضلات اجتماعى و فردى است و درمان بسيارى از دردهاى جانكاه بشريت در آن نهفته است .
اشعهء تابناك نهج البلاغه از مرزهاى جهان اسلامى عبور كرده و در دل غير مسلمين نيز تافته است ، به گونهاى كه گاهى آنها سخنانى در بارهء نهج البلاغه مىگويند كه دل دوستان را تكان مىدهد و اشك شوق را از ديدهها جارى مىسازد ! نويسنده و متفكّر مسيحى عرب زبان « ميخائيل نعيمه » در باره « نهج البلاغه » و « صاحب آن » چنين مىگويد : « اگر على تنها براى اسلام بود چرا بايد يك تن مسيحى در سال 1956 ميلادى به شرح زندگى او و تفحّص و دقّت در وقايع آن بپردازد ( اشاره به جرج جرداق نويسنده مسيحى لبنانى و مؤلف كتاب الامام على صوت العدالة الانسانية ) و مانند شاعرى شيفته ، آن قضاياى دلفريب و حكايات نغز و دلاوريهاى شگفت انگيز را به سرودههاى شاعرانه تغنّى كند ، پهلوانى امام نه تنها در ميدان حرب بود ، بلكه در روشن بينى و پاكدلى ، بلاغت و سحر بيان ، اخلاق فاضله ، شور ايمان ، بلندى همّت ، يارى ستمديدگان و نااميدان و متابعت حق و راستى و بالجمله در همهء صفات حسنه پهلوان بود . » جذبههاى نهج البلاغه چنان است كه ارواح تشنه را با زلال حقيقتش به گونهاى سيراب و مست مىكند كه نشئهء شراب طهورش از تمام ذرات وجود انسان آشكار مىشود ، گوئى كوثر است و على عليه السّلام ساقى كوثر در كنارش نشسته و به هر كس به اندازه استعدادش بهرهاى مىدهد !