طرفين باشد . و نيز مطلق مىتواند اشاره به احكامى باشد كه بدون قيد و شرط آمده و مقيّد احكام ديگرى كه با قيد و شرط آمده ، مانند كفّارهء قسم كه در آن آمده است :
« أَوْ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ »
، يا آزاد كردن يك برده » « 1 » در حالى كه در بارهء كفّارهء قتل خطا مىخوانيم :
« فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ »
، آزاد كردن يك بندهء با ايمان » . « 2 » 7 - و نيز « محكم و متشابه آن را معيّن فرموده » ( و محكمه و متشابهه ) .
« محكم » اشاره به آياتى است كه دلالت آن كاملا روشن است مانند :
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ »
، بگو اوست خداى يكتا » و متشابه ، آياتى است كه در ابتداى نظر نوعى ابهام و پيچيدگى دارد هر چند به كمك آيات ديگر قرآن تبيين مىشود ، مانند :
« إِلى رَبِّها ناظِرَةٌ »
، چشمها در آن روز به پروردگارش مىنگرد » « 3 » كه در پرتو آياتى كه مىگويند خداوند مكان و جهت و جسم ندارد و ديده نمىشود ابهام ظاهرى آن بر طرف مىگردد ، مانند :
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصارَ »
، چشمها او را درك نمىكند و او چشمها را ادراك مىنمايد » . « 4 » 8 - ويژگى ديگر اين كه : « مجملات قرآن با بيان رسول اللّه تفسير شده و غوامض آن با سخنانش تبيين گشته است » ( مفسّرا مجمله و مبيّنا غوامضه ) .
« مجمل » مانند آياتى است كه دستور به نماز مىدهد و ركعات و اركان آن را تفسير نمىكند امّا پيامبر اكرم ( ص ) آنها را شرح مىدهد و « غوامض » مانند حروف مقطعهء قرآن است كه در احاديث اسلامى تبيين شده است .
فرق ميان غوامض و متشابهات شايد در اين باشد كه متشابهات داراى معنى و مفاهيمى در ابتداى نظر مىباشد ولى غوامض ، تعبيراتى است كه در به دو نظر كاملا مبهم است مانند مثالى كه در بالا ذكر شد .
هامش
( 1 ) سورهء مائده ، آيهء 89 .
( 2 ) سورهء نساء ، آيهء 92 .
( 3 ) سورهء قيامت ، آيهء 23 .
( 4 ) سورهء انعام ، آيهء 103 .