تخطي إلى المحتوى الرئيسي

استفتاءات جديد ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
توسّط ايشان ) مطرح شد . به هر حال ، در اين رابطه سه نظريّه مىتوان اظهار كرد : 1 - ولايت فقيه همهء اختيارات معصوم عليه السلام را دارد ؛ الّا ما خرج بالدليل . 2 - ولايت فقيه همهء اختيارات معصوم را ندارد ، و در محدودهء قانون اساسى هم نيست ، بلكه تمام اين حكومت در اختيار شخصيّت حقوقى ( فقهى و تقوايى ) اوست . و هر جا امر و نهى و اصلاحى لازم ببيند حقّ دخالت دارد . 3 - ولايت فقيه در چهار چوب قانون اساسى است . نظريّه سوّم اشكالات عديده‌اى دارد ؛ ولى هم اكنون در عرصهء سياست سوّمى و اوّلى معمولتر است . لطفاً در مورد معناى مورد نظر ، و اين كه چطور آن معنا از ادلّه استفاده مىشود ، توضيحاتى بفرماييد . جواب : ظاهراً تمام كسانى كه در رابطهء با ولايت فقيه بحث كرده‌اند ، حتّى امام راحل قدس سرّه آن را مقيّد به رعايت مصالح مسلمين نموده‌اند . هيچ كس نمىگويد : « اگر مصلحت مسلمين جنگ است ، فقيه حق دارد حكم به صلح كند ، و اگر مصلحت مسلمين صلح است ، فقيه حق دارد بر خلاف آن ، دستور جنگ بدهد » . اصولًا اين ولايت براى حفظ مصالح اسلام و مسلمين است ، نه بر خلاف آن . وقتى اين اصل را بپذيريم ، محدودهء ولايت فقيه مشخّص مىشود . و منظور از مطلقه ، همان مطلقهء در دايرهء مصالح اسلام و مسلمين است . حتّى دربارهء معصومين عليهم السلام نيز مسأله غير از اين نيست . امام حسن عليه السلام به خاطر مصالح اسلام و مسلمين صلح كرد . و امام حسين عليه السلام به خاطر مصالح اسلام و مسلمين جنگيد ، و شهيد شد . خداوند حضرت يونس عليه السلام را به خاطر ترك اولى ، كه به مصالح غير واجبهء امّت مربوط مىشد ، در شكم ماهى زندانى كرد . شرح بيشتر در اين مختصر نمىگنجد . سؤال 515 - در يكى از استفتائات ، كه در مورد ولايت فقيه صورت گرفته ، حضرتعالى فرموده‌ايد : « از مسائل عملى است » منظور از مسائل عملى چيست ؟ با توجّه به اين كه ولايت فقيه شأنى از شئون امامت است . آيا اين بحث مربوط به علم كلام نمىشود ؟ جواب : با توجّه به اين كه ولايت فقيه به معناى بودن فقيه در رأس حكومت