اين همه خصوصيات براى ذكر ، مسلماً تنها ذكر لفظى و لقلقه زبان نيست ، بلكه بايد قلب و عمل را نيز متوجه ياد خدا كرد ، بايد اطاعت مولى و ترك محرمات را در همه حال مراعات كرد .
اصبغ بن نباته گفت ، اميرالمؤمنين على ( عليه السلام ) فرمود :
« الذّكرُ ذِكران : ذِكرُ اللّه عند ما حرم الله عزَّوَجَلَّ عِند المُصيبة وَ افْضَلُ مِن ذلِكَ ذِكْرُ اللّهَ عَلَيك فيكونُ حاجِزاً » :
« ذكر دو نوع ذكر است : ذكر و ياد خداوند عزوجل در مصيبت ، و افضل از آن ذكر خداوند است نزد آنچه خداوند بر تو حرام كرده است ، پس آن ذكر و ياد ، مانعى براى ارتكاب حرام است » . « 1 »
حسن بصرى در حديثى گويد : اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) روزى وارد بازار بصره شدند و مردم را مشغول خريد و فروش ديدند ، از ديدن آن وضع به شدت گريه كردند ، سپس فرمودند : اى بندگان دنيا و عملههاى دنياپرستان ، اگر روز را به خريد و فروش
و قسم خوردن و معاهده ( در امر معاش ) مشغوليد و در شب در رختخواب خود استراحت مىكنيد و در خلال اين امور از آخرت غافل هستيد ، پس چه زمانى براى آخرت زاد و توشه برمىداريد ، و چه وقتى در مورد معاد تفكّر مىكنيد ؟ « 2 »
مولى على ( عليه السلام ) مىفرمايند
: « مَن غَفَل غَرَّته الامانِى وَ اخَذَتْهُ الحسرةُ اذا انكشَفَ الغِطا وَ بَدالَهُ من اللّه مالَم يَكُنْ يَحْتَسِب » :
« انسان غافل ، آرزوهايش او را مغرور مىكند و ندامت او را فرا مىگيرد وقتى كه روز قيامت آشكار شد و پردهها كنار رفت براى او از طرف خداوند ظاهر مىشود آنچه كه به حساب نمىآورد » ( چيزهائى در پرونده او نوشته شده كه فكر نمىكرد در پرونده او ثبت باشد ) « 3 » اگر مىخواهيد بدانيد در ياد خدا هستيد و يا از آن غافليد ، پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) چهار علامت براى غافل فرمودند :
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، ماده « ذكر » .
( 2 ) . سفينة البحار ، جلد 1 ، صفحه 674 .
( 3 ) . همان مدرك ، جلد 2 ، صفحه 323 ، ماده « غفل » . .