متقين مىترسند از اين كه در اعمال آنها ريائى بوده باشد ، ريائى كه پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) در روايتى درباره آن فرمودند :
« انَّ اخْوَفَ ما اخافُ عليكم الشّركُ الاصْغَر - قالوا : وَ مَا الشِّركُ الاصْغَر ؟ - قال : الرّياء . . . » :
« ترسناكترين چيزى كه بر شما مىترسم ، شرك
اصغر و كوچك است - گفتند : شرك كوچك چيست ؟ - فرمودند : ريا » ، « 1 » ريائى كه از راه رفتن مورچه سياهى بر سنگ سياهى در شب تار ، مخفيانهتر در وجود انسان نفوذ مىكند !
شدّاد بن أوس گويد : پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) را ديدم گريه مىكند ، عرض كردم يا رسول الله چه چيزى شما را به گريه وا داشته است ؟ فرمود : مىترسم بر امّتم از شرك ، آگاه باش كه آنها عبادت بت و خورشيد و ماه نمىكنند و لكن با اعمالشان ريا مىكنند « 2 » ( و اين ريا شرك است ، يعنى در عبادت ، غيرخدا را با او شريك مىكنند ) .
به امام على ( عليه السلام ) گفته شد : كدام يك از مخلوقات كورند ؟ فرمود : « آن كه عمل براى غيرخدا انجام دهد ! » « 3 » آن عابد به نماز جماعت هميشه مىرفت ، و در صفّ اول مىايستاد ، سى سال چنين مىكرد ، روزى دير رسيد و صف آخر ايستاد ، ديد احساس ناراحتى مىكند ، نماز سى سال را قضا كرد ، براى اين كه احتمال داد شايد ريائى در اين مدت در كار بوده است !
پرهيزگار مىترسد از اين كه گرفتار عجب شود ، عجبى كه امام صادق ( عليه السلام ) فرمودند :
« من دخله العجب هلك » ؛
« هر كس عجب به او راه پيدا كند ، هلاك مىشود » . « 4 » امام على ( عليه السلام ) نيز فرمودند :
« العجب هلاك و الصبرِ مَلاك » ؛
« خودبرتربينى و خوشنودى از خود هلاكت و صبر ( در مقابل خودبينى ) اقتدار و مايه قوام است » . « 5 »
هامش
( 1 ) . شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 2 ، صفحه 179 - ميزان الحكمه ، جلد 4 ، صفحه 28 .
( 2 ) . همان مدرك .
( 3 ) . « قيل للامام على ( عليه السلام ) اىّ الخلق اعمى ؟ قال : الذّى عمل لغير اللّه » ( بحار ، جلد 77 ، صفحه 378 ) .
( 4 ) . بحار الانوار ، جلد 72 ، صفحه 309 و از مولى على ( عليه السلام ) نيز در صفحه 314 نقل شده است .
( 5 ) . بحار الانوار ، جلد 72 ، صفحه 315 . .