و نعمتهاى الهى دارد » ، « 1 » اصلا قابل مقايسه نيست ، وقتى چنين است چرا نترسند ؟ !
انسان در صورتى مسير تكامل را طى مىكند كه قبول كند ناقص است ، اگر خود را كامل بداند براى كمال خود تلاش نمىكند زيرا خود را صاحب كمال مىداند اگر كسى خود را سالم بداند به سراغ طبيب نمىرود ، چرا سرطان خطرناك است ، زيرا اعلام نمىكند و مريض سرطانى اگر كسى او را مطلع نكند ، فكر مىكند سالم است ، وقتى روشن مىشود كه مىبيند كار از كار گذشته است ، بسيارى از ما وقتى بيدار مىشويم كه سرمان به سنگ لحد خورد ولى ديگر دير است ، مريضىِ غفلت و عجب و ريا در اين دنيا گريبانگيرمان است ، ولى متوجه نيستيم ! بايد در كنار اميد به رحمت ، خوف از مقام ربوبى داشت .
شخصى گويد به امام صادق ( عليه السلام ) گفتم : چه چيزى در وصيت لقمان بود ؟ فرمود : امور عجبيهاى ، و عجيبتر از همه اين كه به فرزندش گفت :
« خَفِ اللّه عزَّوجلَّ خيفَةً لَو جِئتَهُ بِبِرّ الثَقلين لَعَذَّبَك و ارجُ اللّه رجاءً لو جِئتَه بِذُنُوبِ الثِّقَلَين لَرَحِمَك » :
« بترس از خداى عزوجل ، ترسى كه اگر نيكى جن و انس را آورده باشى ، عذابت كند و اميد به خدا
داشته باشد ، اميدى كه اگر گناهان جن و انس را آورده باشى ، تو را رحم كند » . « 2 »
پرهيزگاران از خاتمه و عاقبت خود هراسانند ، آنها مىترسند مبادا دچار سوء خاتمه و بدى عاقبت شوند .
مرحوم فيض كاشانى در مورد سوء خاتمه سخنانى دارد كه ذكر آن بىفائده نيست ، ايشان مىفرمايند :
« بدان كه سوء خاتمه و بدعاقبتى بر دو مرتبه است كه : يكى اعظم از ديگرى
هامش
( 1 ) . دعاى ابوحمزه ثمالى از امام سجاد ( عليه السلام ) .
( 2 ) . تفسير نور الثقلين از علامه عبدعلى بن جمعة العروسى الحويزى ، جلد 3 ، صفحه 176 - ميزان الحكمه ، جلد 6 ، صفحه 59 . .