چنين گويد : « پرهيزگار چشم طمع به آنچه
در دست مردم است ، ندارد ، زيرا علم دارد كه طمع از رذائل نفسانى و منشأ مفاسد عظيم است ، چون موجب ذلّت و استخفاف و كينه و حسد و عداوت و غيبت و رسوائى و نرمش با اهل معصيت و نفاق و ريا مىشود و مايه مسدود شدن باب نهى از منكر و امر به معروف و ترك توكل بر خدا و انابه سوى او و عدم رضايت به قسمت الهى مىشود » .
يكى از ياران امام صادق ( عليه السلام ) به نام « سعدان » مىگويد به امام صادق ( عليه السلام ) گفتم : چه چيزى ايمان را در بنده تثبيت مىكند ، قال : الورع ( فرمود : پرهيزگارى و عفت نفس ) گفتم : چه چيزى ايمان را از او خارج مىكند ؟ قال : الطمع ( فرمود : طمع و حرص ) . « 1 »
الهى آن عارف شيدا در ذيل اين فراز ( تحرجا عن طمع ) گويد :
نمايد جان پاكش از طمع دور * كه اين خوى از دل روشن برد نور
چگونه با روان پاكبازش * طمع در پستى آرد از فرازش
بسا شير از طمع گرديد نخجير « 2 » * بسا عقل از طمع گم كرد تدبير
بسا شادان كزين ناخوب خصلت * به زندان شد قرين رنج و محنت
بسا ، زين ناستوده خوى ناخوش * كه شد بر باد دين و دانش هوش
بسا ، كس را طمع خون ريخت در دهر * بسا شهد از طمع خون گشت با زهر
خوش گفت آن سپاه عقل را شاه * كه با خوى طمع خواريست همراه
كسى راه طمع نسپرد يك گام * كه با ذلت نشد از كام ناكام
كسى كاين خوى ناكس مردم آموخت * در آتش آبروى خويش را سوخت
طمع بستن به غير حق روا نيست * كه را اين خوى باشد پارسا نيست
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه خوئى ، جلد 12 ، صفحه 140 .
( 2 ) . نخجير - نخچير / شكار ، حيوانى كه او را شكار كنند ، به معنى بز كوهى هم گفته شده . ( فرهنگ عميد ) . .