تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
متكفل رزق هر جنبنده‌اى است : ( وَما مِنْ دابَّة فِى الارضِ الّا عَلَى اللّهِ رِزْقُها . . . ) « 1 » : « هيچ جنبنده‌اى در زمين نيست ، الا اين كه روزى او به عهده خداوند است . » در بعضى ديگر از آيات آمده كه وسعت و تنگى روزى به خواست خدا است : ( اوَ لَمْ يَروَا انَّ اللّهَ يَبْسُطُ الرِّزقَ لِمَنْ يَشاءُ وَيَقْدِر ) « 2 » : « آيا نديدند كه خداوند هر كه را بخواهد صاحب روزى وسيع مىكند و هركه را خواهد تنگ روزى گرداند » . در روايات اسلامى هم به اين معنا اشاره شده است على ( عليه السلام ) مىفرمايند : « وقدّر الارزاق فكثّرها وقَلّلها وقسّمها على الضيق والسعة » « 3 » : « خداوند ارزاق را مقدّر ساخته و زياد و كم نموده و برحسب تنگى و وسعت معيشت آن را تقسيم كرده است » . اكنون اين سؤال پيش مىآيد كه اگر چنين باشد ، تلاش و كوشش براى تحصيل معاش و روزى و برنامه‌ريزى براى بهبود وضع اقتصادى مفهومى نخواهد داشت ، ولى با توجه به ساير آيات و روايات هنگامى كه همه در كنار يكديگر چيده شود ، پاسخ اين سؤال روشن مىگردد كه منظور از تضمين رزق از سوى خداوند و تكفل و تعهد و تقسيم آن فراهم آوردن زمينه‌ها است ، زمينه‌هايى در خارج از وجود انسان و زمينه‌هايى در درون وجود او كه هرگاه دست به دست هم دهند ، انسان سهم خود را از روزى دريافت مىكند ، اين درست به آن مىماند كه حقوق كاركنان يك شركت از طرف رئيس آن شركت تعيين مىشود ، ولى هرگز در خانه آنها نمىآورد ، بلكه آنها بايد شخصاً بروند ، و ليست حقوق را پركنند ، و حق خود را دريافت دارند . اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه خداوند براى اين كه مردم در عالم
هامش
( 1 ) . - سوره هود ، ايه 6 . ( 2 ) . روم ، آيه 37 آيات مشابه اين آيه هم در قرآن يافت مىشود . ( 3 ) . نهج‌البلاغه ، خطبه 91 .