باز خاك آمد شداكال « 1 » بشر * چون جدا شد از بشر روح و بصر
ذرهها ديدم دهانشان جمله باز * گر بگويم خوردشان گردد دراز
جمله عالم آكل و مأكول « 2 » دان * باقيان را مقبل و مقبول دادن
ب ) دومين مطلب چگونگى تهيه روزى براى حيوانات مختلف است ، بعضى گياهان مواد غذايى و رطوبت را از زمين مىگيرند ، بعضىها از آب ( گياهان شناور ) بعضى از هوا ، و بعضى از طريق وابستگى به گياهان ديگر ( مانند بسيارى از پيچكها ) .
حيوانات اعماق درياها در جايى زندگى مىكنند كه مطلقاً گياهى نمىرويد ، چرا كه آخرين اشعه نور آفتاب در اعماق ششصد تا هفتصد متر به كلى محو مىشود و بعد از آن شبى ظلمانى و جاودانى بر آب دريا حاكم است ، ولى خداوند روزى آنها را در سطح آب دريا طبخ و آماده كرده و براى آنها به اعماق دريا مىفرستد ، گياهانى كه در لابلاى امواج در مقابل نور آفتاب به صورت بسيار زياد پرورش مىيابند ، بعد از رسيدن و دادن سهميه موجودات زنده سطح دريا ، سنگين مىشوند و به اعماق دريا فرومىروند همچنين بقاياى موجودات زنده سطح دريا به صورت يك موجودات آسمانى به سوى موجودات زنده اعماق دريا فرستاده مىشود .
گاهى مرغان هوا را نصيب ماهى دريا مىكند و گاه ماهيان دريا را نصيب مرغان هوا ، گاه گياهان را غذاى حيوانات قرار مىدهد و گاه حيوانات را غذاى گياهان گوشتخوار و گاهى از باقيمانده و تفاله غذا يك نوع غذاى لذيذى براى نوع
هامش
( 1 ) . صيغه مبالغه است به معنى بسيار خورنده .
( 2 ) . آكل اسم فاعل به معنى خورنده و مأكول اسم مفعول به معنى خورده شده است در اينجا به معنى چيزى است كه در معرض خوردن است .