نمىرسد ، و خداوند بر هر چيزى توانا است » . « 1 »
مسلمان وقتى اين آيات را مىخواند بايد بداند در مقام جهاد اگر كوتاهى كند اين خطاب قرآن متوجه او است ، اين آيه اگرچه در مورد جنگ تبوك « 2 » است ، ولى مورد هيچگاه محصّص نيست ، يعنى شمول اين آيه نيست به ما هم هست و ما اگر در مقام جهاد زبانى ، قلمى ، مالى ، جانى قصور كنيم ، چطور مىتوانيم در مقابل هجوم دشمن به مرزهاى كشورهاى اسلامى ساكت باشيم ، چگونه مىتوانيم ببينيم صهيونيسم با عِرض و آبروى مسلمانان چنين مىكند ، مگر على ( عليه السلام ) نبود كه وقتى شنيد خلخالى از پاى زنى يهودى در حكومت اسلامى ربوده شد ، فرمود : اگر براى اين مصيبت كسى بميرد مورد ملامت نيست ، چگونه راضى شويم ، با ناموس
هامش
( 1 ) . سوره التوبه ، آيه 39 .
( 2 ) . درباره شأن نزول اين آيات از ابنعباس و ديگران نقل شده كه آيات درباره جنگ تبوك نازل شده است يعنى همان وقتى كه پيامبر صلّى الله عليه و آله از طائف به مدينه بازگشتند ، مردم را براى جنگ با روميان كه همان جنگ تبوك است آماده كردند ، اين آيات نازل شد . در روايات آمده كه پيامبر صلّى الله عليه و آله معمولا مقاصد جنگى و هدفهاى نهائى و اسرار جنگى را قبل از شروع جنگ براى مسلمانان روشن نمىساختند ، زيرا مىترسيدند كه به دست دشمن افتد ولى در مورد « تبوك » چون مسافت بين مدينه و سرزمين روم زياد بود ، و بايد مسلمانان هم آماده مىشدند ، پيامبر صلّى الله عليه و آله صراحتاً خبر از مبارزه با روميان دادند ، در ضمن فصل تابستان و گرما و وقت برداشت محصوص غلات و ميوه بود ، و مسافت زياد و گرما و وقت برداشت محصول همه دست به دست هم داده ، و جنگ را بر مسلمانان مشكل مىساخت . و لذا بعضى در اجابت دعوت پيامبر ترديد كردند ، تا اينكه اين آيات نازل شد ، و آنها را با ملايمت چنان كه در آيه اول است و بعد با تهديد ، چنان كه در آيه دوم است ، مخاطب قرار داد ، ( اين شأن نزول را به طور اجمال بسيارى از مفسران مانند طبرى در ( مجمع البيان ) ، فخررازى در ( تفسير كبير ) و آلوسى در ( روح المعانى ) آورده است .
قابل ذكر است كه تبوك منطقهاى ميان مدينه و شام بود كه الان مرز عربستان است و در آن روز نزديك سرزمين امپراطورى روم شرقى كه بر شامات مسلط بود ، قرار داشت ، فاصله آن را تا مدينه 610 كيلومتر و تا شام 692 كيلومتر نوشتهاند ، واقعه جنگ تبوك در سال 9 هجرى حدود يكسال بعد از جريان فتح مكه روى داد ( خلاصه شده از تفسير نمونه ، جلد 7 ، ذيل آيه مذكور ، صفحه 413 - 412 ) .