كه در درّه قياس و تشبيه گرفتار شدهاند ، و خالق را به مخلوق تشبيه كردهاند ، دو دسته دليل نقلى « 1 » و عقلى است : امّا نقلى ، در قرآن آياتى است كه مورد استشهاد آنها قرار گرفته و براى نمونه 3 آيه را ذكر مىكنيم :
1 . افَحَسِبْتُمْ أَنّما خَلَقْناكُم عَبَثاً وَانّكُم اليَنا لاتُرجَعون . « 2 »
« آيا چنين مىپنداريد كه ما شما را عبث آفريديم و فكر مىكنيد بازگشت شما به سوى ما نيست » ؟
2 . ما خَلَقْتُ الجِنَّ وَالانسَ الّا لِيَعْبُدوُنِ « 3 » « خداوند مىفرمايد جن و انس را خلق نكردم مگر براى اين كه عبادت كنند مرا . »
3 . ماخَلَقْنا السَّماءَ وَالارْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ضَنُّ الّذينَ كَفَروُا « 4 » « ما آسمان و زمين و هرچه بين آنها است را باطل نيافريديم و بىهدف بودن عالم خلقت ، گمان كافرين است » از اين سه آيه روشن شد كه خلقت خداوند از روى غرض و هدفى بوده است .
اما دليل عقلى اين است كه اگر افعال خداوند بدون غرض باشد ، عبث و كارى بىفايده و لغو است و اين قبيح است و قبيح از حكيمى چون خداوند صادر نمىشود .
و اما در جواب اشاعره كه گفتند : « غرضدار بودن افعال الهى موجب استكمال نقصى است » مىگوييم : اين در صورتى است كه غرض عايد به خداوند
هامش
( 1 ) . ادلّه شيعه در اصول و فروع دو دسته است : 1 . نقلى 2 . عقلى . دليل نقلى هم شامل كتاب ( قرآن مجيد ) سنت و روايات معصومين و اجماع ( اتفاق علماى اسلام ) مىباشد . پس ادله شيعه چهار چيز است : 1 . كتاب 2 . سنت 3 . اجماع 4 . عقل .
( 2 ) . سوره مؤمنون ، آيه 115 .
( 3 ) . سوره ذاريات ، آيه 56 .
( 4 ) . سوره ص ، آيه 27 .