تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
باشد ، درحالى كه چنين نيست ، بلكه نفع افعال او يا به بندگان برمىگردد يا به كل نظام وجود بازگشت مىكند . « 1 » با اين توضيح روشن شد : افعال خداوند هدفدار است ، و الا عبث و لغو لازم مىآيد و بر حكيمى از مخلوقات قبيح است ، چه رسد به خالق حكما كه تعالى اللّه عن ذلك علواً كبيرا ( خداوند متعال دور از چنين پندارهاى باطلى است كه به او نسبت قبيح داده شود ) . در ذيل اين بحث به حديث قدسى معروف « كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّا » اشاره شود ، كه بعضى خيال مىكنند ، اين حديث شاهدى براى اين مطلب است كه خداوند نفعى از خلقتش مىبرد ، ولى بعد از بررسى روشن خواهد شد كه يكى از ادلّه عدليه از سنت مىتواند همين حديث باشد « كُنْتُ كَنْزاً مَخْفِيّاً فَاجْبَبْتُ انْ اعْرَفُ فَخَلَقْتُ الخَلْقَ لِكَى اعْرَف » خداوند مىفرمايد : من كنز و گنج پنهانى بودم ، و دوست داشتم كه شناخته شوم به همين جهت خلق كردم مخلوقات را تا شناخته شوم . ظاهر اين حديث نشان مىدهد كه خداوند از هدف و غرض خلقت خود سود و فايده‌اى برده و آن شناخته شدن او است ، ولى در جواب بايد گفت : اولًا سند اين حديث ضعيف و مرسل است ، يعنى در سلسله سند ارسال حاصل شده و اين موجب ضعف و عدم اعتبار حديث است . ثانياً اگر گنجى را عده‌اى بيابند نفع آن به گنج مىرسد يا به يابندگان آن ؟ مسلّماً به يابندگان نفعى رسيده ، در بحث ما هم عارفان الهى سود برده‌اند نه خداوندى كه به عنوان گنج پنهانى خود را معرفى مىكند ، بله عارفان و يابندگان او سود مىبرند ، و سرمايه عظيمى مىاندوزند ، و اى كاش ما هم در زمره اينان بوديم ،
هامش
( 1 ) . باب حادى عشر ، چاپ مركز نشر كتاب ، صفحه 32 .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 42 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي