فلسفه صبر چيست ؟
فلسفه مهم صبر رسيدن به هدفهاى عالى است ، انسان هر كار مثبتى بخواهد انجام دهد ، چه بسا مواجه با مشكلات فراوانى است ، اگر مىخواهيد مشكلى متوجه شما نشود ، بايد كار نكنيد ، اگر بخواهيد كتابى تأليف كنيد ، مسلماً ايرادات و انتقادات فراوان و به قول معروف
« مَنْ صَنَّفَ فقد استهدف » :
« كسى كه تصنيف كرد خود را هدف و آماج گلولههاى انتقاد قرار داده است » بايد بدانيد بجز با سپر صبر نمىتوان اين تيرها را از خود دفع كرد .
آرى اگر بخواهيد بناى خيريهاى بنا كنيد ، به دنبالش حرفها است ، عدهاى نق مىزنند كه براى وجههدار شدن و يا كسب اموال بيشتر چنين كرده است ، وقتى مسجد اعظم قم را مرحوم آية الله العظمى بروجردى آن مرد وارسته و بزرگوار مىساختند ، و الان ما از بركات آن استفاده كرده و اين همه مجالس درس و بحث و ارشاد و تبيين احكام اسلام را در آن مشاهده مىكنيم ، خدا مىداند چقدر پشت سر اين مرد حرف زدند ، كه وجوهات را خرج مىكند و مسجد مىسازد اين همه گرسنه در قم است و اين مسجد چيست كه اين سيد مىسازد ؟ اگر صبر و حوصله نباشد انسان از كار خير صرفنظر مىكند ، اگر بنا بود همه پولها را به گرسنگان دهند ، پس هيچ مسجدى يا بناى خيرهاى نبايد برپا مىشد ، بايد بناهاى خيريه را ساخت و از آن طرف ريشه فقر و گرسنگى را نابود كرد ، بايد برنامه صحيحى براى رسيدگى به امور بيچارگان تهيه كرد ، نه بدون برنامه با كمك كردنهاى بى رويه ، گداپرورى كنيم . مَثَل جالبى قديمىها مىزدند ، كه : روى هر گنجى افعى خوابيده و گنج كُنج ويرانه است ، انسانهاى سادهلوح معناى مطابقى و تحت اللفظى را گرفته و لذا در ويرانهها به دنبال گنج مىگشتند ، مىگفتند : اول ببينيد ، در كدام قسمت افعى خوابيده ، همانجا گنج است ، در حالى كه اين معناى
كنايهاى دارد ، مراد اين است كه گنج