آورده و ( واليان فرمانده دشمن وادار شد با پرچمى سفيد به نشانه صلح به نزد او آيد ولى او در جواب وى گفت آيا فراموش كردهايد جنايتهاى خود را و اينكه چگونه مسلمانان را قتل عام مىكرديد و چه بزرگوارانى را به خاك و خون كشيديد و در نهايت صلح را نپذيرفت ولى بواسطه وساطت ريش سفيدان شهر به اهالى آنجا به دو شرط امان داد .
1 - تسليم شهر به مسلمانان . 2 - جزيه دادن به سپاه اسلام براى هر مرد 10 دينار و براى هر زن 5 دينار و براى بچههاى پسر و دختر 1 دينار ، عاقبت روز جمعه 28 رجب سال 583 ه - . ق لشكر اسلام وارد شهر شدند و پرچمها را برفراز شهر به اهتزاز درآوردند ؛ صلاح الدين مستقيماً به مسجد الاقصى رفته و نماز جماعت گزارده و يكى از وعاظ به سخنرانى پرداخت و از انْجاز و تحقق وعده خدا مردم را خبر داد كه ديديد چگونه وعده خداوندى محقق شد و قدس آزاد گرديد . بعد از سه روز هم كليساها را به كشيشان واگذار كرد و هيچ تعرّضى را به مقدّسات و آثار آنان روا نداشت اما اين درد را به كه گوييم و كجا برويم كه ميراث 200 ساله و دستاورد ميليونها خون ريخته شده در 6 روز ( جنگ 6 روزه اعراب و اسرائيل ) به باد رفت . چنان هم رفت كه تلاش تلاشگران و مبارزه مبارزين بعدى هنوز كارگر نيفتاده و نتوانسته دستاورد رفته را بازگرداند ، حتى فداكارى بزرگانى چون عزّالدين قسّامها هم عقيم ماند ، آن مردى كه حدود 5 سال گروههاى چريكى را مخفيانه هدايت كرد كه دشمن و حتى خود فلسطينىها نمىدانستند ، تا اينكه بعد از مرگش متوجه شدند ، بعد از 5 سال زمينه قيام علنى را مناسب ديده و تصميم گرفت به بيشه يَعْبُد رود و كار خود را آغاز كند ولى خائنى كه در شهربانى كار مىكرد نقشه را به انگليسىها گزارش كرده و موجبات شهادت قسّام و اطرافيانش را فراهم كرد ، هر چند كه اين خائن در شهر حيفا بدست مبارزين ترور شد ، ولى ضربه بزرگى بر پيكر مبارزه زد .
اخلاق اسلامى در نهج البلاغه ( خطبه متقين ) ( فارسى ) — صفحة 274
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٤