عقلى و كمالات نفسانى است ، كه : دست زمان و مكان و تصرّف عوامل و تطرّق و راهيابى فساد از رسيدن به آنها كوتاه است ، هرچه دست اين امور به آن رَسَد ، فناپذير است .
به قول مرحوم نراقى : « كدام گل در چمن روزگار شكفته كه دست باغبان حوادث آن را نچيد ، و كدام سرو در جويبار اين عالم بركشيد كه اره آفات آن را از پا در نياورد ، هر شام پسرى در مرگ پدرى جامه چاك و هر صبح پدرى به فوت پسر غمناك بلى .
خياط روزگار بر اندام هيچكس * پيراهنى ندوخت كه آخر قبا نكرد « 1 »
اگر چنين باورى نسبت به فناپذيرى دنيا و آنچه در آن است ، حاصل شد ، خيالات فاسد و آرزوهاى باطل رخت بر بسته و قلب تعلّقى به اسباب دنيوى نخواهد داشت . و با تمام وجود در تحصيل كمالات عقلى و سعادات حقيقى مىكوشد تا به سرحدّ مقام بهجت و سرور رسد ، كه خبرى از احزان و ناراحتىها در آن عالم نيست ، چنان كه در قرآن كريم اشاره شده : ( أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ) « 2 » : « آگاه باشيد كه اولياء خدا نه خوفى بر آنها است و نه آنها محزونند »
در اخبار داود ( عليه السلام ) هم آمده
« يا داوُد ما لَاولِيائى و الهَمَّ بالدّنيا انَّ الهمَّ يُذْهِبُ حلاوةَ مُناجاتى من قُلوُبِهم انّ مُحبِّى مِنْ اولِيائى اوليائى ان يكونوا روحانيين لا يَغْمتَمّوُنَ » :
« اى داود ، اولياى مرا با همّ دنيا چكار ؟ زيرا همّ دنيا و هدف قرار دادن آن شيرينى مناجات مرا از قلب آنها مىزدايد ، همانا دوستدار من از بين اولياء من ، روحانيانى هستند كه ( هدف را روح و تعالى آن قرار دادهاند ، نه جسم و پرورش آن و توجه به دنيا ) و هرگز غم و اندوه به ساحت آنها راه ندارد » .
هامش
( 1 ) . معراج السعادة ، صفحه 583 .
( 2 ) . سوره يونس ، آيه 62 .