10 - مقام حُزن
10 - قلوبهم محزونةٌ
ترجمه : قلبهايشان ( پرهيزكاران ) پر از حزن و اندوه است .
* * * شرح : « حزن » حسرت خوردن و درد كشيدن به خاطر فقدان محبوبى يا فوت مطلوبى است ، و حزن و اعتراض هر دو از ثمرههاى كراهت و ناخشنود بودن از مقدّرات الهى است ، لكن كراهت در حزن كمتر از كراهت در اعتراض است ، چنانه در نقطه مقابل كراهت ( يعنى حبّ و دوستى ) حُبّ در رضا ( كه در مقابل اعتراض است ) كمتر از حبّ در سرور ( كه در مقابل حزن است ) مىباشد ، زيرا رضا منع كردن نفس است ، از جزع و فزع بدون وجود كراهتى ، ولى سرور منع نفس است از جزع با ابتهاج و انبساط خاطر ، پس سرور فوق رضا در شرافت است چنان كه حزن تحت اعتراض در رذالت است ، سبب حزن را بايد در رغبت به مشتبهات طبيعى و ميل به مقتضيات قوه غضب و شهوت دانست ، و علاج اين بيمارى درك اين معنا است ، كه : عالم كون و فساد از حيوان و نبات و جماد و اموال همه و همه در معرض فناء و زوال است ، و از دنيا چيزى باقى نمىماند و آنچه باقى است ، امور